ه‍.ش. ۱۳۸۹ خرداد ۱۷, دوشنبه

جریان سازی به جای پیروی


«آقایانی که اصرار بر شبیه‌سازی حوادث امروز با حوادث صدر اسلام دارند آیا صحیح می‌دانند که آنها و دار و دسته شان را به سپاه عمر سعد و ابن زیاد تشبیه کنیم که در روز عاشورا با ایجاد سر و صدا اجازه نمی دادند نوه پیغمبر سخن بگوید؟ در روزی که باید از وحدت سخن رانده می‌شد، پروژه تفرقه اجرا شد و این به صلاح کشور نبود.»
این قسمتی از یادداشت علی مطهری درباره اتفاق های روز سالگرد فوت امام خمینی است که واکنش های بسیاری را در بین حامیان دولت به همراه داشت تا آنجا که بحث اخراج وی از فراکسیون اصولگرایان مطرح شد.
واکنشس این چنینی به یاداشت مطهری بار دیگر نشان داد که حامیان قدرت هنوز تحمل نقد را ندارند و نمی توانند میانه روی را بپذیرند. اما این چرا و از کجا آغاز شد؟
فضای کشور بعد از انتخابات به گونه ای تغییر کرد که گویا جایی برای میانه روها نبود و گویا هنوز هم نیست. خیلی از کارشناسان و صاحبنظران سیاسی هم بارها بر این موضوع تاکید کرده اند و آن را عنوان یکی از آفت های حوادث بعد از انتخابات می دانند.
البته این جریان جدید نیست. بعد از آغاز به کار محمود احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور دولت نهم، اعتدال و میانه روی هر روز کمرنگ تر می شد. یعنی شرایط کشور چنان بود که سیاسیون و فعالان یا باید چپی می شدند و اصلاح طلب و یا راستی و اصولگرا.
این موضوع در جریان انتخابات وضع بهتری پیدا کرد. البته حضور فردی مثل محسن رضایی در انتخابات را می توان نشانه هایی کمرنگ از اعتدال گرایی در کشور دانست. اما بعد از انتخابات و تقلب های گسترده و بگیر و ببند ها آن هم تنها چند ساعت بعد از انتخابات، که بیشتر به کودتای شبیه بود، باقی مانده های اعتدال گرایی هم نا پدید شدند.
در روزهای بعد از انتخابات کسی نمی توانست و شرایط اجازه نمی داد که بی طرف بماند. در آن دوران هم شاید بهترین مثال محسن رضایی باشد. البته بماند که خیلی ها عقیده داشتند رضایی و اطرافیانش بازی سیاسی آن روزها را نمی دانستند و به جای بازی کردن، بازی خوردند.
اما به هر حال افرادی مثل رضایی آن روزها بیشتر سکوت می کردند. اگر هم جرات می کردند و به نفع هر کدام از دو طرف سخنی می گفتند، باید هفته ها بد و بیراه ها و تخریب های دو طرف را تحمل می کردند. البته این تخریب ها بدون شک از سوی هواداران دولت تند تر و بی پرده تر مطرح می شد.
البته این تنها محسن رضایی نبود که در چنین برزخی گیر افتاده بود. افراد شاخصی چون، قالیباف (اشاره به آماری که از سوی شهرداری درباره تعداد افراد حاضر در راهپیمایی 25 خرداد مطرح شد) و لاریجانی (اشاره به انتقاد های رییس مجلس به نحوه عملکرد شورای نگهبان قبل از انتخابات و حمایت های اعضای این شورا از احمدی نژاد) باعث شد تا حتی چنین شخصیت هایی که از وزنه های سیاست کنونی ایران به حساب می آیند هم مورد تخریب ها و انتقاد های تند طرفداران دولت قرار بگیرند.
علی مطهری، پسر شهید مطهری و نماینده مجلس هم از جمله افرادی است که به دلیل مواضع بی طرفانه اش بارها مورد انتقاد قرار گرفت.
شاخصه اصلی علی مطهری در مقایسه با دیگران اما این است که او کمتر سکوت می کند. مطهری کسی نیست که دائم از فردی تعریف کند و دیگری را بکوبد. همین مشخصه هم تا بحال باعث شده تا هم از سوی دو طرف مورد انتقاد قرار بگیرد و هم مورد تشویق دو جبهه اصلی سیاسی قرار گیرد.
او تا کنون بارها از کروبی و موسوی به عنوان رهبر مخالفان دولت انتقاد های تندی را انجام داده است، اما در مقابل بارها حوادث و جنایات انجام شده بعد از انتخابات را هم به بوته نقد کشیده است و مکرراً از عملکرد دولت در بسیاری از حوزه ها انتقاد کرده است.
این طور که به نظر می رسد و یادداشت اخیر مطهری درباره اظهاراتی که در سالگرد امام خمینی مطرح شد، نشان می دهد او بیش از دیگر همفکران اعتدال گرای خود به فکر زنده کردن جریان میانه روی است.

احتمال اخراج مطهری از فراکسیون اصولگرایان

مطهری آدمی نیست که خط مشی کسی را دنبال کند و کسی را تائید کند. حرکات و مواضع سیاسی مطهری نشان داده است که خود به دنبال جریان سازی و تاثیرگذاری است. شاید او را بتوان یکی از رهبران و تاثیرگذاران اصلی جریان معتدل در کشور دانست. جریانی که البته تاکنون نتوانسته آن طور که باید و شاید هم تاثیر گذار باشد.
فعالیت چنین جریانی و چنین افرادی نتیجه ای جز آنچه به دلیل یاداشت مطهری برای او اتفاق افتاد نیست و حالا حامیان تند روی احمدی نژاد در مجلس همچون رسایی و کوچک زاده به فکر اخراج او از فراکسیون اصولگرایی هستند. اما به نظر می رسد فردی مثل مطهری خیلی خود را محدود به فراکسیون اصولگرایی و اصولگرا بودن نمی داند و بیشتر به فکر جریان سازی است تا دنبال کردن جریانی خاص.

۲ نظر:

goodas گفت...

سلام ، بهنام جان طرف اون ور رو بگیره میشه بی طرفانه ؟!!!
ببین یک جمله ای را از من به یادگار داشته باش:
یک مرده فقط می تواند بی طرف باشد

بهنام صابر نعمتی گفت...

گوداس جان من مگه گفتم طرف اون ور رو بگیره ؟؟ گویا شما با دقت نخوندید مطلب رو ! من اشاره هم کردم به این موضوع که به هر دو طرف انتقاد کرده ! این نمی تونه بی طرفانه باشه اما وضعش از خیلی آدم های دیگه بهتره که رادیکال هستن