۱۳۸۸ بهمن ۳, شنبه

دیدن «آواتار» روی زمین



می خواستم مطلبی درباره مناظره ها و به خصوص مناظره چند شب پیش بین حسینیان و بروجردی بنویسم، اما بعد از دیدن چند دقیقه از مصاحبه، اینقدر این جریان به نظر مضحک و خنده آور آمد که به کل بیخیال شدم و می خواهم درباره موضوع دیگری بنویسم. صدا و سیما و به اصطلاح مقامات هم دلشان خوش باشد که مناظره برگزار کرده اند تا برای مردم روشنگری کنند.
اما از آنجایی که این روزها فیلم جدید جیمز کامرون با عنوان «آواتار» خیلی سر و صدا کرده است بهتر دیدم درباره این فیلم بنویسم و البته تجربه ای که از دیدن این فیلم داشتم. از جمله کارهایی که در سفر چند هفته پیش به مالزی انجام دادم و از آن خیلی هم راضی هستم رفتن به سینما بود و دیدن دو فیلم. اولی فیلم 2012 بود که البته حدود یک ماهی از اکرانش می گذشت و چون مطالب زیادی درباره اش دیده بودم رفتم و دیدم، دومی اما فیلم آواتار بود که وقتی در مالزی بودم، همراه با تمام دنیا اکران شد.
در روزهای نخست اکران فیلم یکی از دوستان فیلم را دیده بود و پیشنهاد کرده بود که حتماً فیلم را ببینم. من هم به لطف یکی از دوستان دیگر که بلیط گرفته بود توانستم به دیدن فیلم بروم.
بدون شک اولین نکته جذاب برای من و البته دیگر همسفرانم دیدن فیلم به صورت سه بعدی بود که برای اولین بار دیدن فیلم سه بعدی را تجربه می کردیم. اما موضوع جالب تر محل نشستن ما در سینما بود. از آنجایی که ما دیر برای گرفتن بلیط فیلم اقدام کرده بودیم جای خیلی خوبی نداشتیم. صندلیمان ردیف اول بود که احتمالاً بعد از دیدن این فیلم حدود 3 ساعته گردن دردمان به شکسته شدن گردن تبدیل می شد. پس تصمیم گرفتیم جایمان را عوض کنیم.
به همراه دو نفر از دوستان - امین و وحید – به بالای سالن رفتیم و جایی برای نشستم پیدا کردیم. اما هر بار که جایی می نشستیم به دقیقه نمی کشید که یکی بلیط به دست می آمد و می گفت که جایش را می خواهد و ماه هم مجبور می شدیم جایمان را عوض کنیم. دو سه باری این اتفاق افتاد تا فیلم شروع شد و تقریباً سالن پر شد.
تنها دو صندلی بالای سالن خالی بود که من به همراه امین عزیز رفیتم و آنجا نشستیم. پیش خودم فکر می کردم حالا که حدود 10 دقیقه از فیلم گذشته است، حتماً صاحب جا بیخیال دیدن فیلم شده است و می توانیم با خیال راحت فیلم را ببینیم. در همین فکر بودم که دیدم خانم و آقایی بلیط به دست وارد سالن شدند و دنبال صندلی می گردند. چند لحظه هم جلوی ما توقف کردند و به زبان مالایی چیزهایی گفتند که من متوجه نشدم. ما هم که انگار نه انگار که جای مردم نشستیم. البته گفتیم حتماً جای دیگری دارند.
خانم و آقا رفتند و این دفعه با مامور کنترل بلیط آمدند و آن بنده خدا هم با هزار سلام و صلوات و ببخشید و این حرفا به ما گفت که اشتباه نشسته ایم. ما هم در کمال تمدن از جایمان بلند شدیم، اما چون می دانستیم جایمان برای دیدین فیلم خوب نیست، تصمیم جدیدی گرفتیم. به پیشنهاد امین به قسمت انتهایی سالن و بین صندلی ها رفتیم. از آنجایی که آنجا اصولاً تردد مردم نبود و موکت کف زمین هم تمیز بود تصمیم گرفیتیم همانجا بنشینیم.
اتفاقاً چه تصمیم خوبی هم بود. روی زمین نشستیم و پایمان را روی پایمان انداختیم و از دیدن فیلم سه بعدی با عینک لذت بردیم. آنجا بود که فهمیدم ولو شدن روی زمین و فیلم دیدن نه تنها در منزل لذت بخش است، بلکه می تواند در سینما هم انجام شود و لذتی دوچندان داشته باشد.
درباره آواتار

اما درباره فیلم آواتار بگویم که اصلی ترین جذابیت این فیلم تکنولوژی نمایش سه بعدی آن است که ببیننده عینک به چشم را تا چند دقیقه اول محو تماشا می کند. برای همین به نظرم بهتر است این فیلم دوبار دیده شود، چون در مرتبه اول بیننده خیلی توجه به داستان و فیلم نمی کند و دوست دارد کنکاشی در فضای سه بعدی فیلم داشته باشد. اما با این حال آواتار داستان جذاب و خارق العاده ای ندارد. یک داستان معمولی از قهرمان پروری های مرسوم در فیلم های این روزهای خارجی که همه مورد توجه مخاطب عام قرار می گیرند.
البته بماند که داستان قهرمانی آواتار چاشنی های مهر و محبت و عشق و فیلم های هندی ایرانی هم داشت تا بتواند طیف وسیع تری از مخاطبان را جذب کند، اما به هر حال فکر می کنم حتی سخت گیر ترین منتقدان سینما هم از دیدن فیلم کارگردان تایتانیک بدشان نیاید و دوست داشته باشند ببینند که جیمز کامرون بعد از تایتانیک و کلی حاشیه آن حالا چه فیلمی ساخته است و چه اتفاقی را رقم زدهاست.
اگرچه نباید از آواتار انتظار تحولی در داستان و بازی و فیلم داشت، اما اگر داستان معمولی این فیلم را در کنار صحنه های بسیار جذاب و تکنولوژی جدید نمایش آن گذاشت، می توان گفت آواتار فیلم خوبی است و دیدنش می تواند تجبه ای جدید باشد. البته اگر به صورت سه بعدی باشد و بتوانید ولو روی زمین فیلم را ببینید لذتش دو چندان خواهد شد.

۳ نظر:

NAFISEH گفت...

فقط میتونم بگم به شدت حسودیـــــــــم شد!:(

ghazal گفت...

man yadem miad ke bad az didane film delam mikhast dom dashtam! :D

نصیرالدین جعفری گفت...

سلام بهنام جان. ممنون که به وبلاگ من سرزدید.