ه‍.ش. ۱۳۸۹ تیر ۲۷, یکشنبه

روایتی از ریگی، انفجار زاهدان و ضعف آشکار دستگاه امنیتی

این طور که معلوم است فعالیت شبنه روزی سربازان امام زمان نتیجه خاصی نداشت و چند ماه بعد از دستگیری ریگی باز هم جنوب شرق کشور شاهد بمب گذاری و کشتار مردم بود.


اول - خبر دستگیری ریگی دقیقاً فردای آن روزی اعلام شد که شبکه فارسی بی بی سی فیلمی چند دقیقه ای از حمله وحشیانه نیروهای انتظامی و گروه های فشار به کوی دانشگاه نشان داد. تصاویری که با دیگر بر برخورد وحشیانه عوامل دولت و حکومت با دانشجویان و معترضان تاکید داشت و به دلیل خشونت بالای موجود در تصاویر تاثیر فراوانی بر مردم گذاشت.
اما فردای پخش فیلم حمله به کوی دانشگاه، خبر دستگیری عبدالمالک ریگی، شرور شرق کشور اعلام شد. جالب این بود که خبر مذکور از دقایق اولیه صبح (حدود ساعت 5 صبح) اعلام شد و تبلیغات گسترده ای از سوی رادیو و تلویزیون دولتی ایران روی آن انجام گرفت. انگار تمام برنامه های تلویزیون درباره ریگی و دستگیری وی بود. البته خبر خوبی بود که بالاخره نیروهای امنیتی ایران توانسته بودند بعد از حدود چهرا سال این تروریست که بارها با حمله به مردم عده ای از آنها را کشته بودند، دستگر کنند. اما نوع اعلام این خبر، ساعت آن خود بیان کننده این بود که حکومت ایران با اعلام این خبر قصد مقابله رسانه ای با بی بی سی فارسی را داشت، مقابله ای که تا حدودی صدا و سیما برنده آن بود و دلیلی شت تا موضوع حمله به کوی دانشگاه تا چند روز مسکوت بماند.
جالب این بود که بر اساس برخی خبرها سفیر پاکستان در تهران در نشست خبری درباره دستگیری ریگی گفت که «ریگی پیش از تاریخ اعلام دستگیری اشت توسط نیروهای امنیتی پاکستان دستگیر شده بود و تحویل مقام های ایرانی شده بود.» البته این موضوع در حد یک ادعای قابل تامل باقی ماند و هیچ گاه به طور رسمی تائید نشد.
 دوم – در عکس های ریگی که به گفته رسانه های ایرانی در یک عملیات پیچیده دستگیر شده بود، خبری از ترس و تعجب نبود. اگرچه مسئولان امنیتی در صحبت هایشان بارها تاکید کردند که ریگی در هنگام مشاهده ماموران امنیتی ایرانی «بسیار شگفت زده شده بود»، اما عکس ها چیز دیگری می گفت و کوچکترین اثری از تعجب در صورت ریگی نبود.
فیلم ها و عکس هایی هم که بعد ها از وی منتشر شد، حاکی از عدم وجود فشار بر او بود. لحن آرام او در اعترافاتش تلویزیونی اش و همچنین آرامشی که در عکس ها دیده می شد برای بینندگان کاملاً تعجب بر انگیز بود که چرا چنین تروریستی باید در این شرایط نگه داری شود.
 سوم - چند هفته گذشت تا خبر اعدام عبدالمالگ ریگی روی خروجی سایت ها و خبرگزاری ها رفت. خبر اعدام ریگی همانقدر عجیب و غیر منتظره بود که خبر دستگیری اش.
صبح روز یکشنبه 30 خرداد ریگی با حکم صادره از سوی دادگاه انقلاب اسلامیبا حضور تعدادی از خانوادهای شهدا و جانباختگان جنایات تروریستی در محل زندان اوین به دار آویخته شد. اگرچه در خبر آمده بود که در جریان اعدام ریگی تعدادی از خانواده های قربانیان جنایات ریگی حضور داشتند، اما بعد ها برخی دیگر از خانواده ها به نحوه اعدام ریگی اعتراض کردند.
موضوع دیگر درباره ریگی این بود که هیچ یک از دادگاه های وی به عنوان یک تروریست، علنی پخش نشد تا مردم در جریان کامل رسیدگی به پرونده او قرار بگیرند.
نوع رسیدگی به پرونده ریگی و حتی اعدام وی تا آنجا مشکوک بود که روزنامه تهران امروز بعد از اعدام ریگی در خبری نوشت که برخی از خانواده های شهدای حوادث تروریستی ریگی بویژه در سیستان و بلوچستان به نحوه و مکان اعدام عبدالمالک ریگی در تهران انتقاد دارند.  برخی از این خانواده‌ها خواستار اعدام ریگی در محل جنایاتش در سیستان و بلوچستان به منظور تسکین آلام شان بودند و در عین حال از عدم هماهنگی‌ها به منظور حضور آنها در مراسم اعدام در تهران گله مند هستند. 
چهارم – بعد از دستگیری و اعدام عبدالمالک ریگی بسیاری از شخصیت های سیاسی و امنیتی کشور بارها اعلام کردند که دستگیری و اعدام ریگی آرامش را به منطقه جنوب شرقی ایران باز گردانده است. البته همان زمان گروهک جند الله که رهبری آن بر عهده ریگی بود در بیانیه ای اعلام کرده بود که فعالیتش را ادامه می دهد. اما گویا مسئولان خیلی این خطر را جدی نگرفته بودند و سعی نکردند از دستگیری ریگی به عنوان راه برای متلاشی کردن کل گروهک تروریستی جند الله استفاده کنند.
پنجم – باز هم انفجار در جنوب شرق ایران. این بار مسجد جامع زاهدان به وسیله دو انفجار انتحاری مورد حمله قرار گرفت که در این انفجار ها حدود 27 نفر کشته و بیش از 300 نفر زخمی شدند. اگرچه نوع حمله، مکان و زمان آن نشانه هایی بودند از آغاز دوباره فعالیت های تروریستی جندالله، اما مسئولان از بررسی بیشتر در این باره سخن گفتند تا این که جند الله در بیانیه ای مسئولیت این انفجار را پذیرفت و حتی عکس عاملان انتحاری را منتشر کرد.
 ششم – دو نماینده مجلس در اعتراض به عدم رسیدگی به امنیت در حوزه های انتخابی شان و بی توجهی مسئولان به فعالیت های تروریستی استعفا دادند. اگرچه این اقدام بعد از چندین بار انفجار تروریستی، دیر به نظر می رسید، اما تاکیدی بود بر این که دولت و حکومت در رسیدگی به برخی مناطق کم توجه است. نکته جالب این بود که این یکی از این نمایندگان به عدم صدور پیم تسلیت از سوی رییس جمهور اعتراض داشت و این را نوعی بی توجهی دولت به امنیت منطقه جنوب و شرق ایران می دانست.
هفتم – یکی دو روز بعد از انفجار ها رادان که در زاهدان بود اعلام کرد که 40 نفر از کسانی که قصد ایجاد نا امنی داشتند دستگیر شدند. البته این اولین بار نیست که بعد از انفجارهای تروریستی در شهر نا امنی به وجود می آید. چنین که برخی آگاهان و شاهدان خبر دادند که بعد از انفجار تروریستی قبلی عده ای در درگیری مغازه های را آتش زدند و بر اثر این درگیری ها چند نفر کشته شدند. اما هیچ یک از رسانه ها خبری در این باره منتشر نکرد.
هشتم – اولین واکنش تمام مسئولان ایرانی متهم کردن آمریکا و برخی کشورهای اروپایی بود. در مقابل هیلاری کلینتون اولین فردی بود که وقوع این حادثه تروریستی را محکوم کرد. اما ایرانی ها معتقد بودند که آمریکاییها از این انفجارها حمایت می کنند. موضوع مهم این است که مسئولان ایرانی با طرح چنین اتهام هایی درباره حمایت آمریکا کار خود را راحت می کنند و به ریشه یابی موضوع و مقابله با عاملیان واقعی ترور بی توجهی. چنین اس که احتمالاً باز هم باید منتظر چنین انفجارهایی باشیم و باز هم باید تقصیر را گردن آمریکا بیاندازیم.
موضوع ریگی و انفجار اخیر در زاهدان نشن می دهد که تروریست ها باز هم فعایت دارند و مسئولان به اصطلاح امنیتی در عملکردشان به شدت ناکام بوده اند.

۲ نظر:

ناشناس گفت...

www.ghajar.ir
اقا لينك وبلاگ ما رو هم اضافه كن مطلب قشنگي نوشته بودي

ناشناس گفت...

مرسی بهنام جان تحلیلت خوب بود