ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۲۳, یکشنبه

پیش بینی هایی که ادامه دارد

چند ماه بعد از انتخابات پرحاشیه سال 88 که به اعتراض های خیابانی مردم و برخورد شدید حاکمیت با آنها منجر شد، مصاحبه ای داشتم با سید حسین موسوی تبریزی، درباره انتخابات ریاست جمهوری و اتفاق های بعد از این انتخابات. این که چرا نتیجه انتخابات به گونه ای شد که این چنین اعتراض های مردمی به دنبال داشته باشد و این که چرا افرادی مثل میر حسین موسوی و مهدی کروبی که از افراد اصلی و تاثیر گذار در روند پیروزی انقلاب و تشکیل نظام جمهوری اسلامی بودند، حالا شده اند سران فتنه و مخالفان نظام.

سید حسین موسوی تبریزی در حال حاضر دبیر تشکل اصلاح طلب «مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم» است. او در سال های اول انقلاب و سال های رهبری روح الله خمینی، دادستان کل انقلاب بود. به همین دلیل در جریان اتفاق های زیادی بوده و بین صحبت هایش حرف های جالبی می زد. حرف هایی که شاید من تابحال نشنیده بودم. خاطره هایی از آدم های مختلف تعریف می کرد که حالا شده اند مدعی اصلی نظام و از آنهایی می گفت که برای انقلاب زحمت های زیادی کشیده اند، اما امروز وضع خوبی ندارند و گوشه نشین شده اند.

این اظهارات گاهی آنقدر بی پروا و تند می شد که من به سخن می آمدم و دوباره سوالم را تکرار می کردم تا مطمئن شوم، آقای موسوی تبریزی به اشتباه صحبتی نکرده باشد. اما ایشان تاکید داشت که من ترسی از سخن گفتن ندارم و می توانید همه صحبت هایم را بدون هیچ سانسوری منتشر کنید. اما خب، ترس تعطیلی چنین اجازه ای به ما نمی داد.

آقای موسوی در قسمتی از صحبت هایش اشاره ای داشت به بی احترامی هایی که به برخی مراجع تقلید، مثل آیت الله منتظری و آیت الله صانعی و دیگران می شود و درباره دلیل این بی احترامی های برنامه ریزی شده این چنین گفت که – نقل به مضمون – برخی افراد مثل مراجه تقلید در جامعه ایرانی و بین بسیاری از مردم مرجع و قابل قبول هستند. مردم روی آنها حساب باز می کنند و اظهاراتشان و رفتارشان برای مردم قابل قبول است. چنین افرادی نه تنها در ایران که در همه جوامع بین المللی و کشور های دیگر حضور دارند و همیشه حضورشان لازم بوده است.

موسوی تبریزی صحبت هایش را این طور ادامه داد که بعد از انتخابات و اعتراض به نتیجه انتخابات، گروهی اندک که با خشونت در مقابل خواسته مشروع مردم ایستاده بودند، از این می ترسیدند که از افراد دیگری مثل موسوی و کروبی پیروی کنند. چون در هر حرکت اعتراضی، معترضین به دنبال لیدر یا پیش رو هستند. موسوی و کروبی لیدر خوبی برای معترضان بودند. اما در کنار آنها روحانیونی مثل آیت الله منتظری و صانعی نیز در بین مردم مقبولیت زیادی داشتند.

از همین رو عده ای اندک با پشتوانه قدرت سعی کردند با توهین و بی احترامی و حتی حمله های روانی و فیزیکی نقش این مراجع اجتماعی را کمرنگ کنند و با بی احترامی های مکرر سعی کردند مرجعیت آنها را بین عده ای از مردم زیر سوال ببرند. اتفاق هایی که درباره بسیاری از افراد مهم انقلاب و ایات عظام افتاد، در راستای رسیدن به همین هدف بود. پاک کردن نقطه های تاثیر گذار در جامعه.

ادامه اظهارت موسوی این چنین بود که موضوع پاک کردن این نقطه های مقبول مردم و مراجع اجتماعی ادامه خواهد داشت و افراد برخورد کننده در آینده های نزدیک به سراغ آنهایی خواهند رفت که در 30 سال بعد از انقلاب هیچ وقت هیچ کسی نگاه چپ به آنها نکرده است. ادامه این روند باعث از بین رفتن ارزش ها در جامعه می شود و در این چنین جامعه ای آشفتگی جای قانون را می گیرد. اینجاست که دیگر نمی توان کاری برای این جامعه انجام داد و باید برای اتفاقی وحشتناک روزشماری کرد.

چند روز پیش که عکس های خبرگزاری مهر منتشر و بحث امام مقوایی مطرح شد، یادم این اظهارات موسوی تبریزی افتادم. یاد آن مصاحبه بیادماندنی در شهر قم افتادم. پیش بینی موسوی تبریزی درست بود. در این سی سال هیچ کسی به این وضوح جرات چنین حرکتی را درباره امام نداشت. امسال در سالگرد پیروزی انقلاب ایران در دو مراسم جداگانه ماکتی مقوایی از امام ساخته شد و عکس های آن نیز در خبرگزاری مهر و سایت های مختلف منتشر شد. اگر فکر کنیم که برگزارکنندگان فکر می کردند ساخت امام مقوایی نوآوری است، سطحی نگری را به بالاترین حد رسانده ایم.

منظورم این است که برگزار کنندگان مطمئناً می دانستند که کاری که قصد انجام آن را دارند خارج از چارچوب های برگزاری مراسم های رسمی و این چنینی است و آنها با علم به این موضوع چنین کاری کردند و جریان رسانه ای شد. بازخورد هم که از قبل معلوم بود. آنها امام را چنان یه سخره گرفتند که موضوع امام مقوایی تا چند روز نقل محافل واقعی و مجازی بود. شبکه های اجتماعی به خصوص فیس بوک پر بودند از عکس ها و نوشته هایی درباره امام مقوایی، نقل قول ها و موضع گیری های امام مقوایی. کار آنچنان بالا گرفت که رسانه های راستی هم به این موضوع اشاره و بعضاً خودشان نیز موضوع را مسخره کردند.

منظور از این نوشته نه دفاع از امام بود نه سرزنش طراحان امام مقوایی. سخن اینجاست که عده ای که قسمتی از قدرت را در ایران به دست گرفته اند با آرامی در حال پیاده کردن طرحی هستند، که نه در آینده ای نه چندان دور جامعه و تمدن ایرانی به فنا خواهد رفت. از همین حالا روزی را می توان دید که مردم و به خصوص جوانان دیگر برای هیچ چیز، تاکید می کنم هیچ چیز و هیچ کس ارزشی قائل نیستند و فکر می کنند درست آنچه است که به آن می اندیشند و لاغیر. این می شود سرآغاز به اتمام رسیدن یک تاریخ و فرهنگ کهن. امروز عده ای در ایران با این هدف حرکت می کنند و باید دید تا کجا می توانند و اجازه دارند که پیش بروند.

هیچ نظری موجود نیست: