ه‍.ش. ۱۳۸۸ خرداد ۳۱, یکشنبه

تصمیم های معنادار وزارت کشور

 


نقش وزارت کشور چیست ؟



چه کسی به این می اندیشید خیابان های تهران که محلی بودند برای راهپیمایی ها و تجمع های که حتی طی آنها شیشه ای ترک برنداشت و صدایی بلند نشد ، روز شنبه صحنه چینش نیروهای مسلح ، صدای فریاد باشد و رنگ خون بگیرد . دوشنبه هفته گذشته برای نخستین بار حامیان میرحسین برای اعتراض به برخی موضع گیری ها درباره خودشان به میدان انقلاب آمدند و تا آزادی راهپیمایی کردند تا بطور کلی حساب خود را از برخی آشوب طلبان و اغتشاش دوستان جدا کنند تا دیگر به عنوان حامیان میرحسین به آشوب محکوم نشوند . بماند که بعد از اتمام این تجمع چه اتفاقاتی افتاد و چه کسانی با اسلحه به مردم حمله و شلیک کردند و متاسفانه چند تن از همشهری هایمان کشته شدند . این تجمع های آرام اگرچه روز سه شنبه و با برخی تحرکات می رفت تا مختل شود ،اما مردم مسیر تجمع را جدا کردند تا اینگونه نشود. تجمع روز چهارشنبه از میدان هفت تیر تا ولی عصر بار دیگر نشان داد که هیچ یک از تجمع کنندگان به دنبال اغتشاش نیستند و آرامش را دنبال می کنند و رسیدن به حقشان را در این راه می جویند. چنین اتفاقی روز پنج شنبه در میدان امام خمینی هم تکرار شد تا این بار حامیان موسوی با تجمع در این میدان برای کشته کشته شدگان تجمع روز دوشنبه به سوگ بنشینند و بار دیگر درخواست های خود را مطرح کنند و اعتراض های خود را نسبت به انتخابات ریاست جمهوری را به گوش مسئولان برسانند. مورد نخست درباره این تجمع ها این است که حامیان موسوی برای برگزاری تمام این چند تجمع با تمام تلاش به دنبال دریافت مجوز از مراجع مرتبط بودند ، تلاشی که چندین مرتبه از سوی وزارت کشور نادیده گرفته شد و مردم را برآن داشت که با نگاهی به قانون اساسی بدون مجوز در چنین تجمع هایی شرکت کنند.




این درخواست مجوز برای تجمع حامیان میرحسین موسوی درحالی از سوی وزارت کشور بارها رد شد و مورد موافقت قرار نگرفت که روز پنجشنبه حدود 100 تا 150 نفر با نام دانشجو توانسته بودند برای تجمع درمقابل ساختمان دادستانی تهران و به منظور بیان درخواست دستگیری فرزندان هاشمی رفسنجانی از مراجع مجوز درخواست کنند و خبرگزاری های هایی چون فارس و خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی خبرهای مربوط به آن را منعکس کردند. در تجمع اعتراضی روز سه شنبه هفته گذشته هم دیدیم که صدا و سیما چگونه به نقل از تمام نامزد های ریاست جمهری مردم را به حضور در اعتراض میدان ولی عصر دعوت می کرد . موضوعی که همان زمان از سوی میرحسین موسوی و مهدی کروبی تکذیب شد و دلیلی شد تا حامیان آنها در میدان ونک تجمع کنند.
اما روز شنبه درحالی که پیش تر از سوی مجمع روحانیون مبارز درخواست برای تجمع داده شده بود ، با دیگر با این درخواست مخالفت شد و درحالی که پیش تر اعلام شده بود تجمع در میدان انقلاب تا آزادی خواهد بود ، این محدوده و خیابان های منتهی به آن محلی شد برای حضور گسترده نظامیان . از ساعات اولیه صبح شنبه به مغازه داران خیابان انقلاب و آزادی و خیابان های منتهی به آنها از سوی نیروی انتظامی و اداره اماکن دستور داده شد تا مغازه های خود را تعطیل کنند. همچنین اداره ها و شرکت های این محدوده تعطیل و تخلیه شد. میدان های امام حسین ، فردوسی ، انقلاب و آزادی رنگ نظامی گرفت و مردم نگاه سنگین افراد باطوم به دست را به خود دیدند. چند ساعت بعد هم خیابان ها شد جولانگاه آتش و دود و گاز اشک آور . شد جایی که برخی فرار می کردند و برخی با فریاد و اسلحه های سرد و گرم تهدیدشان می کردند . بیش از دو تن نباید در کنار هم می ایستادند و کسی نباید به سمت میدان های آزادی و انقلاب می رفت.
هفته گذشته و این هفته مردم و خیابان ها دو صحنه کاملاً متفاوت را دیدند . اما سوال اینجاست که چرا ؟ چرا وزارت کشور و فرمانداری تهران به عنوان مراجع قانونی تلاش نکردند با صدور مجوز برای یکی از این تجمع ها بعد قانونی به آن بدهند. اهالی میدان و خیابان فاطمی چطور جمع 150 نفری دانشجویان معترض را دیدند و جمعیت چند صد هزار نفری و میلیونی حامیان موسوی و معترضین به نتایج رای گیری را ندیدند؟ چرا خود با علم به این که مردم معترض به دنبال بیان خواسته های خود هستند و منتظر اجازه وزارت کشور نخواهند شد ، سعی نکردند با صدور مجوز حضور خود را در این صحنه پر رنگ تر کنند و خود مدیریت بحث تجمع ها را به دست بگیرند ؟ نه تنها این اتفاق نیافتاد ، بلکه دوستان ساکن در وزارت کشور قبل هر تجمع آن را غیر قانونی می خواندند و بعد از آن نیز شرکت کنندگان در تجمع را قانون شکن می نامیدند ! آیا غیر از این است که چنین موضع گیری از سوی وزارت کشور به عنوان مجری اصلی انتخابات می تواند به بی اعتمادی مردم و معترضان دامن بزند ؟
کام تلخی که با چند حبه قند شیرین می شد ، با خوراندن خربزه و عسل به دلپیچه ای تبدیل شد که حالا درمان آن سخت تر و نیازمند زمان بیشتری است.

۱ نظر:

شاهین گفت...

سلام
مقاله شما دوبار در یک پست تکرار شده است !