ه‍.ش. ۱۳۸۷ مرداد ۲۶, شنبه

کدام افتخار ملی ؟

کدام افتخار ملی ؟ بخوانید : « من با تو خوشم . . . »


 


 



 


کدام امید و آرزو ، کدام افتخار ؟ با هزار و یک تیتر رنگارنگ دلمان را خوش کرده بودیم که با موفقیت ورزشکارانمان در مسابقات مقدماتی المپیک و راهیابی به این نبردگاه بزرگ ورزشی ، حالا دیگر کار راحت شده و باید منتظر مدال های رنگا رنگ باشیم که به گردن تک تک اعضای کاروان ورزشی کشورمان آویزان است و خود نمایی می کند.


منتظر بودیم در این یک ماه رقابت های المپیک حد اقل چند باری سرود ملی ایران را از بلند گو های کوچک تلویزیون هایمان گوش دهیم و با افراشته شدن پرچم سه رنگ ایران  از افتخار چشمانمان تر شود . می خواستیم گوشمان را عادت بدهیم به سرود « ورزشکاران ، دلاوران ، نام آوران » که حداقل چند روزی یکبار پخش شود و ما هم صدا و سیما را دست بیاندازیم که « ای بابا ، اینها بهتر از این سورد برای پخش کردن ندارند ؟!» و فقط خدا می داند که چقدر از شنیدنش خوشحال می شدیم و ...


احسان حدادی ، حمید سوریان ، محمد رضا رودکی و ... تمام امید های ما بودند برای مدال طلا ، قبل از رفتن با افتخار وعده گردن آویز طلا را به ملت ایران می دادند ، اما . . .


حمید سوریان حتی بین سه نفر اول هم قرار نگرفت . محمد رضا رودکی که به امید طلا رفته بود و بعد از مسابقاتش چشم امید به مدال نقره اش بسته بودیم ، در حساس ترين مسابقه اش با ضربه فني از جودوكار نچندان سر شناس كوبایی باخت تا پنجم شود . احسان حدادی هم که گل سرسبد کاروان اعضامی ایران بود در در دور مقدماتی مسابقات پرتاب دیسک حتی حد نصاب لازم هم نرسید و از دور رقابتها حذف شد.


حدادی که در دو پرتاب خود نتوانسته بود حد نصاب رکوردهای قبلی اش را تکرار کند، در پرتاب سوم دستش را گرفت تا بگوید مصدوم است و می تواند فقط هفدهم شود .


خرده نمی گیریم ، یعنی الان دیگر وقت خرده گرفتن و گله کردن از این کاروان شکست خورده نیست ، اما بی اعتنا هم نمی توان بود . نمی توان به جناب آقای علی آبادی ، رییس ورزش ایران – که تا پیش از این سمت ، هیچ ارتباطی به ورزش نداشت – خرده نگرفت و باز خواستش نکرد که فلانی این بود موفقیتی که از آن دم می زدی، این بود افتخار ایران و ایرانی .


گویی تنها رضا زاده می دانست در این آشفته بازار چه خبر است که پیش از هر اتفاقی کنار کشید و انصراف داد تا خاطره بلند کردن وزنه های چند صد کیلویی بدون خدشه در ذهن مردم هک شود ، وگرنه بهانه ای مثل بیماری آن هم تنها یک هفته مانده به رقابت های المپیک . . . انتظار ندارید که مردم به این راحتی ها باورشان شود !!!


اما در این موضوع هرقدر هم درد آور ، شاید بتوان یک روزنه امید پیدا کرد ، این که با شکست بی سابقه کاروان ورزشی ایران دیگر نمی توان به این ورزشکاران گفت «ورزشکار ملی» و به آنها خرده گرفت که : شما اسطوره های ملی جوانان این مرزو بوم هستید و نباید با ژست های آنچنانی عکستان روی بیلبود های تبلیغاتی چاپ شود و یا در آگهی تلویزیونی فلان بنگاه املاک در فلان کشور عربی بازی کنید .


دلمان را خوش می کنیم به قهرمانی در کاپ ال جی – یا همان مسابقات غرب آسیا و پیروزی بر اردن و سوریه و دیگر کشور های ریزه میزه عربی و می خوانیم «من با توخوشم ، تو خوشی با دل من » تا هم دل مردم نشکند و هم صدای جناب سرمربی بیش از پیش برای منتقدان و خبرنگاران  بلند شود .


نمی دانم بعد از این می توان امید داشت به هادی ساعی ، یا باید بعد از شکست او هم ناراحت باشیم که چرا یوسف کرمی را نفرستادیم . . .


 


 


 

۳ نظر:

مهدی گفت...

امسال کنترل دوپینگ در المپیک جدی شده است، شاید یکی از دلایل همین باشد.

محمدرضا شاهرخی‌نژاد گفت...

فدات شم...

دبیرخانه کنفرانس گفت...

باسمه تعالی

قابل توجه کلیه اساتید، دانشجویان و علاقمندان به شرکت در
نخستین کنفرانس ملی حمل و نقل مواد خطرناک
و اثرات زیست محیطی آن

با توجه به درخواست های رسیده به دبیرخانه و موافقت کمیته علمی کنفرانس، مهلت ارسال چکیده مقالات تا تاریخ 14 شهریورماه سال 1387تمدید گردید.
از کاربران و متقاضیان شرکت در کنفرانس درخواست می گردد به دلیل حجم مراجعه کننده به پایگاه اطلاع رسانی رسمی کنفرانس و احتمال محدود شدن تعداد شرکت کنندگان در روزهای آتی هر چه سریعتر نسبت به ثبت نام و ارائه مقاله خود اقدام نمایند.

بدیهی است در صورت تکمیل ظرفیت زمان ثبت نام اولویت تعیین کننده، خواهد بود.

تمامی اطلاعات کنفرانس از طریق پایگاه اطلاع رسانی رسمی با آدرس زیر در دسترس علاقمندان است.
لازم به ذکراست کلیه فعالیت های کنفرانس از طریق همین پایگاه انجام می گیرد.


www.hazmatconf.ir

روابط عمومی دبیرخانه نخستین کنفرانس ملی حمل و نقل مواد خطرناک و اثرات زیست محیطی آن
تهران - پاییز سال 1387