ه‍.ش. ۱۳۸۷ مرداد ۱۷, پنجشنبه


درد سر خوب


 



طرح از توکا نیستانی


 


همیشه از خودم می پرسم که چرا روزنامه نگاری ؟ چرا خبرنگاری؟ مگر حرفه و کار دیگری نبود که من به آن علاقه مند شوم. این همه رشته های دانشگاهی و غیر دانشگاهی که هر کدام خیلی بیشتر از اینی که من دنبالش هستم کارایی و حتی در آمد دارد . پس چرا من که تمان دوران کودکی و نوجوانی ام را با وسایل برقی و برق سر و کله زدم و حتی دوره های مختلفی هم در این زمینه دیدم ، حالا باید . . .


به عقیده بسیاری ، روزنامه و روزنامه نگاری در کشور عزیز ما هیچ گاه نتوانست به عنوان حرفه ای برای افراد در مسیر حرفه ای راه خود را ادامه دهد ، چه در ابتدای ظهوراین پدیده در زمان امیبر کبیر که هیچ کس در ایران ذهنیت خاصی از مطبوعات و اطلاع رسانی  نداشت ، چه در دوران مشروطه که به ضن برخی از دوران آزادی مطبوعات ایران بود و چه در دوران دولت اصلاحات که به گفته بسیاری از اساتید این حرفه ، قله آزادی مطبوعات در ایران بود. حتی در هم اکنون و در دوران دولت مهر ورز احمدی نژاد که بسیار از آزادی رسانه ها و تعامل با مطبوعات دم می زند .


اما آیا براستی با توجه به چنین وضعیت نا بسامانی باید به آینده مطبوعات ، روزنامه نگاری و اطلاع رسانی امید داشت و برای بهبود وضعیت تلاش کرد یا همچون بسیاری در کنجی خزید و منتظر بود که هر چه بادا باد. . .


اهالی مطبوعات (اهالی مطبوعات را چنین جداگانه خطاب می کنم ، چون آنان که در رسانه ملی به خبرنگاری مشغولند ، وضعیتشان با تمام همکاران مطبوعاتی شان متفاوت است و اگر چه هستند کسانی که از مطبوعاتی چون کیهان با به عرصه خبرنگاری گذاشته اند و با راه یافتن به رسانه ملی ، حال رویای نگارش خبر در پاریس در سر می پرورانند ) در این چندین سال که روزنامه نگاری ایران در برخی مواقع شانه به شانه روزنامه نگاری حرفه ای می زند ، همیشه با چند مشکل اساسی دست و پنجه نرم کرده اند . مسائلی چون نبود امیت شغلی ، نداشتن پشتوانه در دولت حاکم  ، درد نان و شاید صد ها مشکل مهم دیگر . اما هیچگاه نتوانسته اند با سانسور های خبری کنار بیایند ، هیچگاه نتوانسته اند تنها نظاره گر مشکلات و ضعف ها باشند و دم نزنند و هیچ وقت از کنار نا بسامانی بی اعتنا عبور کنند . آنان که دیدند و نوشتند ، پایان را خوش نیافتند ، اما خیالشان آسوده بود از این که بی اعتنا نبودند . از کار بی کار شدن حتی در مدت زمانی خیلی کوتاه شاید خیلی سخت باشد ، اما سکوت غیر قابل تحمل است .


همکاران عزیز روزتان مبارک .


 


 


 

۳ نظر:

بيطرف گفت...

سلام..وبلاگ تهران امروز آپ شد......تهران امروز برمي گردد؟!

بهريان گفت...

به به اقاي نعمتي . چه وبلاگي چه سيستمي . شماهم خوب مي نويسي ها

ش گفت...

ظن داداش.