‏نمایش پست‌ها با برچسب مشکل. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مشکل. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۲, چهارشنبه

چمدان بدست منتظر امام زمان باشید!

به نظر می رسد برنامه ریزی در دولت (غیر قانونی) حاکم معنایی ندارد. برای آنانی که خودشان را رییس دولت اعضای هیات دولت می دانند خیلی مهم نیست که مردم احتمالاً برای روزها و هفته هایشان برنامه دارند.
خیلی لازم نیست دنبال فکر کنیم، از این موارد به وفور یافت می شود در دولت مهرورز. آخرین مورد آن هم جریان تعطیل کردن روزهای شنبه و یکشنبه هفته آینده است.
هیات دولت(غیر قانونی) چند روز قبل تصمیم گرفت تهران را در روزهای شنبه و یکشنبه هفته آینده تعطیل کند و اعلام کرد که اداره های دولتی، مدارس و مراکز آموزشی (دانشگاه ها) در این دور روز تعطیل هستند.
فردای روز تصمیم هیات دولت(غیرقانونی) برخی مسولان از جمله استاندار تهران اعلام کردند که تعطیلات تنها برای مدارس و دانشگاه های تهران است و اداره های دولتی باز هستند. چند ساعتی از اظهار نظر استاندار نگذشته بود که یک مسئول دولتی اعلام کرد که سایت ها و خبرگزاری ها و صدا و سیما خبر دروغ منتشر کرده اند و تعطیلی فقط برای مدارس است که آن هم هنوز قطعی نشده است.
امروز هم از رادیو شنیدم که بار دیگر اعلام کرده اند مه دانشگاه ها هم تعطیل است.


هینk چند خط کافی است که متوجه بی برنامگی آشکار دولت غیر قانونی احمدی نژاد شویم. تصمیم گیری اخیر دولت نشان داد که هیات دولت برای تصمیم هایی که می گیرد هیچ برنامه ریزی ندارد و تصمیم در یک زمن مطرح می شود و در یک زمان هم تائید می شود.
این تعطیلات چند روزه که البته به بهانه برگزاری اجلاس سران گروه 15 در تهران برای شهروندان تهرانی درحالی در نظر گرفته شده بود که خیلی ها تا بحال داد و بیداد های زیادی مبنی بر تعطیلات زیاد در ایران به راه انداخته اند.
البته منظورم این نیست که این تعطیلی ها بد است و خوب نیست، اما این که تصمیم ها در لحظه گرفته می شوند و هیچ برنامه ریزی ندارند خنده دار و مضحک است.
اگر هم هدف ایجاد امنیت بیشتر برای برگزاری اجلاس گروه 15 باشد، این سوال پیش می آید که آیا تنها دانش آموزان و دانشجویان امنیت شهر را به خطر می اندازند؟ و اگر قرار است از ایجاد مشکل برای این قشر جلوگیری شود، آیا این مشکلات کارمندان و کارگران وجود ندارد؟
اصولاً در این چند سال حضور دولت مهرورز تصمیم ها این گونه بوده، هرجایش را که می گرفتند از جای دیگر نشت می کرد!
آدم این شیوه تصمیم گیری ها را که می بیند به این موضوع ایمان می آرود که واقعاً این کشور در حدود 5 سال اخیر توسط نیرویی فرا زمینی اداره می شده! شاید همان امام زمان که بارها تاکید شده است که او کشور را اداره می کرده! وگرنه این چنین تصمیم هایی به راحتی برای از بین بردن یک تمدن کافی است، چه برسد به کشوری مثل ایران که 30 سال مشکل داشت و این چند سال اخیر مشکلات بیشتر شده است.
البته خیلی هم نباید مطمئن باشیم که این تصمیم دولت تغییر نمی کند. از من می شنوید چمدان هایتان را ببندید اسباب و وسایل سفرتان را جمع و جور کنید. معلوم نیست، شاید در آخرین ساعات روزپنجشنبه تصمیم دولت بر این شد که تمام ادارات دولتی را هم تعطیل کند، می توانید سه چهار روزی مسافرت بروید و آب و هوایی تازه کنید، که در این تهران تنها چیزی که نیست، همین هواست!
البته خیلی هم دل خوش نباشید! خدا را چه دیدی، شاید همین تعطیلات مدارس و دانشگاه ها هم لغو شد!

۱۳۸۹ فروردین ۱۵, یکشنبه

عید دیدنی با طعم تلخ سیاست

اول - تعطیلات عید هم تمام شد. 12 ماه کار و کار و کار به امید 13 روز تعطیلی. کلی هم برنامه می ریزی می کنیم برای این 13 روز که فلان کار را بکنیم، فلان کتاب را بخوانیم، فلان محل دیدینی را ببینیم (منظور مسافرت است و لاغیر) و هزار یک برنامه دیگه برای این 13 روز می ریزیم.
اما چه فایده؟ تا چشم به هم می زنی تمام می شود و می شود 13 بدر شب. چه شب مسخره و درد آوری است این شب. هم آن زمان که محصل بویم، هم آن زمان که دانشجو بودیم و هم الان که خیر سرمان کار می کنیم. هیچ وقت دوست نداشتم 13 بدر تمام شود. عذابی بود. با این که چند سالی به دلیل کار 13 بدر را هم سرکار بودم، اما هیچ وقت دوست ندارم این روز تمام شود.
اما خب، اصولاً کمتر پیش می آید دنیا به دلخواه من باشد.
دوم - با این که در تعطیلات عید خیلی این طرف و آن طرف نرفتم و ترجیح دادم کمر کسی را ببینم، اما همان جاهای هم که رفتم بحث اصلی بحث های انتخاباتی و سیاسی بود. یک جورایی دیگه حالم از این بحث ها بد می شود. البته نه این که بی اعتنا باشم به این مسائل که نیستم.
ما به نظر دیگه خیلی خیلی زندگی ها و گپ هایمان سیاسی شده است. قبل از این هم این طور بود، اما بعد از انتخابات و اتفاقات بعد از آن این بحث ها خیلی بیشتر شده است. خانه خاله می روی، درباره سیست می گوید و می پرسد، خانه دایی می روی، از آخرین بیانیه کروبی صحبت می کند. حتی مادر بزرگ عزیز هم با آن سن مثال زدنی جویای آخرین تحولات بعد از انتخابات و زندانی های آزاد شده است.
این به کنار، موضوع آن وقت جالب تر و البته آزار دهنده تر می شود که طرف مقابل یا اصلاً از سیاست چیزی نداند، یا دیدگاهش مخالف دیدگاهت باشد.
برای همین در دید و بازدید های نوروزی سعی کردم کمتر به این مسائل بپردازم. البته بماند که چند بحث مفصل هم داشتم. مخصوصاً که یکی از بحث ها با یک طلبه بود که در قم تحصیل می کرد و نگران این بود که آیا در امتحان موسسه امام خمینی (ره) که متعلق به مصاح یزدی است، قبول می شود یا نه! دیگر خودتان بخوانید موضوعاتی را که در بحث رد و بدل می شد.
البته ایشان آدم روشنفکری بودند، با این وجود بعد از حدود سه ساعت بحث که در ساعت آخر بحث با صدای بلند ادامه پیدا می کرد، به نتیجه قابل ذکری نرسیدیم.
سوم - دقیقاً از روز 28 اسفند شروع می شود. عطسه، خارش و بدبختی و بیچارگی! این حساسیت های بهاره هم معظلی شده. اصلاً فکر نمی کردم هیکل حدود 100 کیلویی من از این قرطی بازی ها هم بلد باشه، اما انگار خیلی سوسول تر از این حرف هاست.
یادمه پارسال یه دفعه این حساست بهاره عزیز خیلی گیر داد بهم. حدود 25 الی 30 عطسه پشت سر هم اومد. یکی از دوستان بعد از عطسه ها من را دیده بود و می گفت: چرا گریه آخه؟ این نشد یکی دیگه!
حالم اینقدر بد بود که نتونستم یک چیزی بارش کنم که برای دنیا و آخرتش کافی باشه.
نمی دونم والا! گل و گیاه دارن گرده افشانی می کنن و عشق و حال می کنند، من بخت برگشته باید مصیبت بکشم.

۱۳۸۸ شهریور ۱۰, سه‌شنبه

ورود مبارک به بلاگر و کلی مشکل !


این روزها در بلاگفا اینقدر به مشکل برخوردم که دوست داشتم از دستش فرار کنم. البته انتخابات و شرایط بعد از انتخابات هم در این بی قرار من بی تاثیر نبود. نبود امنیت در بلاگفا آنچنان زیاد و مشهود بود که علیرضا شیرازی،‌مدیر بلاگفا خود بر این موضوع اشاره کرد. بعد از این اظهارات شیرازی بود که بلاگفا برای خیلی ها از جمله من ناامن شد. وقتی در یلاگفا می نویسم انگار دارم در یک اتاق بدون در و دیوار زندگی می کنم و همه از بیرون کارهای من را مشاهده می کنند. هرچند که در این اتاق کاری خاصی نمی کردم و قرار هم نیست کاری بکنم که نگران دیگران باشم. اما موضوع این است که در چند هفته اخیر با مشکلاتی هم در بلاگفا مواجه شده ام.
اولین و بزرگترین ایراد بلاگفا نداشتن فضایی برای آپلود عکی برای قرار دادن در وبلاگ است. همین موضوع باعث شده تا در این یک سال و اندی که در بلاگفا حضور دارم برای پیدا کردن فضا برای آپلود عکس کلی دردسر کشیده امو در به در دنبال این سایت و آن سایت بودم. البته در این میان تشکر می کنم از نیکو بهجتی عزیز که در این مدت بارها از بلاگ تک برای آپلود عکس هایم استفاده کرده ام.
موضوع و مشکل دوم هم نداشتن آزادی در تغییر در وبلاگ است. برای هر تغییری یا باید کلی درباره برنامه نویسی تحت وب اطلاعات داشته باشی و یا باید به این و آن التماس کنی که دو کلمهاچ تی ام ال یادت بدهند. یعنی با توجه به این موضوع که گفتم حتی برای تغییر بنر بالای وبلاگ هم مشکل های زیادی بر خوردم.
البته برخی از دوستان به شدت تاکید داشتند که من وبلاگ جدیدم را در ورد پرس راه اندازی کنم. اما برخی هم تاکید داشتند که به بلاگر بیایم. اما خودم با توجه به این که ورد پرس فارسی در ایران فیلتر است ،‌بهتر دیدم که کافه وطن را به بلاگر انتقال دهم. اما همین هم برای من مشکلی شد و آن این است نمی توانم نوشته های بلاگفا را به بلاگر انتقال دهمد. البته سعی کردم اول کافه وطن را ورد پرس انتقال دهم و بعد به بلاگر که متوجه شدم جناب آقای شیرازی ،‌مدیر بلاگفا راه این انتقال را بشته اند و در حال حاضر همینه که هست! به هرحال ورود خودم را با بلاگر با کلی مشکل تبریک می گویم. منتظر آینده خواهیم بود ...