ه‍.ش. ۱۳۸۸ مهر ۷, سه‌شنبه

جواد لاریجانی و شلیک به مردم



همان روزهایی که نام آیت الله صادق لاریجانی به عنوان ریاست قوه قضاییه در برخی از رسانه ها مطرح شد، برخی از کارشناسان و اهالی فکر در معادلات سیاسی نگرانی هایی را پیدا و پنهان از جریان عنوان کردند. البته این موضوع به حضور شخص آقای آملی لاریجانی در ریاست دستگاه قضا نبود، چه آنکه بدون شک رهبری با علم به تمامی جوانب این انتخاب را انجام داده بود، اما موضوع حضور سه برادر از یک خانواده در جریان های سیاسی تاثیر گذار بود. حضور علی لاریجانی در جایگاه ریاست مجلس شورای اسلامی، صادق لاریجانی به عنوان رییس قوه قضاییه و جواد لاریجانی که چنانکه باید و شاید مشخص نیست که به چه دلیل به عنوان مسئول حقوق بشر در قوه قضاییه انتخاب شده است.
البته دو برادر دیگر از لاریجانی ها هم در جاهای دیگر در حال خدمت هستند و همچون سه برادر دیگر خود رسانه ای نیستند. حضور خانوادگی در مقام های تاثیر گذار این نگرانی را به وجود آورد که نکند هر یک از برادران به گمان حمایت دیگری چیزی بگوید و کاری بکند که نباید. به هرحال وقتی کسی برادرش رییس قوه قضاییه و یا رییس دستگاه قانون گذاری باشد، خیالش از خیلی جهت ها آسوده است. البته این موضوع شاید در ابتدا خنده دار باشد و کاملاً دور از ذهن به نظر برسد، اما ایران خاک دور از ذهن هاست! چنانکه گفته اند و می گوید در ایران غیر ممکن، غیر ممکن است. در جریان انتخابات ریاست جمهوری هم دیدم و شنیدم که چه باید می شد و چه شد، بگذریم...
همان زمان نگرانی هایی مطرح شد و گفته شد و شنیده شد که باید درچارچوب قانون حرکت کرد و مراقب تمامی جوانب بود. چون به هرحال افرادی که در مقام های بالای کشوری قرار دارند، خواه ناخواه زیر زه بین هستند! حال وقتی چند برادر مقام هایی را  در اختیار می گیرند، قدرت این ذره بین چند برابر می شود. چنانکه حتی باید برخی درباره برخی موضع گیری ها حساس تر بود.
اما به نظر می رسد برای جناب آقای جواد لاریجانی موضوع کاملاً متفاوت است. حضور برادرها در مجلس و قوه قضاییه گویا دلیلی شده تا لاریجانی از نوع جوادش آسوده تر سخن بگوید و تند تر موضع گیری کند، چنانکه برخی رسانه ها حتی نتوانند تمام سخنان وی را پوشش دهند و خبرنگاران با تعجب سخنان وی را بنویسند و ضبط کنند.
مصداق این اتفاق سخنانی بود که جواد لاریجانی به تازگی در مجلس بیان کرده است، مجلسی که برادرش ریاست آن را برعهده دارد. البته جواد لاریجانی پیش از این هم چنین اظهارات تندی را حتی در صحن مجلس داشته در سخنانی «خاک بر سر» نمایندگان مجلس ریخته بود و این اولین مرتبه نیست که وی زیاد به محتوای سخنانش و لحن صحبت کردنش توجه نمی کند.
جواد لاریجانی در جدیدترین اظهارات خود همچون برخی دیگر از همقطارانش هر آنچه توانسته به میرحسین موسوی ارزانی داشته و حتی توجه نکرده که به گفته وزارت کشور زیر دست محصولی حداقل 13 میلیون نفر در انتخابات به وی رای داده اند. این یعنی میرحسین موسوی مورد تائید 13 میلیون نفر از مردم ایران است و بی احترامی به وی می تواند رای 13 میلیون نفر را نشانه برود.
البته دیگر لازم به گفتن نیست که میرحسین موسوی در این کشور 8 سال نخست وزیر دولت شخصی بوده که هم اکنون رهبری این مملکت را برعهده دارد و در تمام این سال ها از وی به عنوان نخست وزیر امام یاد می شده. لازم نیست این موضوعات یاد آوری شود، چون آقایان خود می دانند موسوی کیست و چه جایگاهی در این کشور و در میان مردم دارد.
جناب جواد لاریجانی البته تندی صحبت هایش را (اگر بتوان این اظهارات را صحبت نامید که چنین نیست)، تنها برای میر حسین ارزانی نکرده و این بار اظهاراتی را درباره سید حسن خمینی، نوه امام مردم بیان کرده است مبنی بر این که چرا وی در انتخابات از میرحسین موسوی حمایت کرده است؟!
پیشنهاد می کنیم از این به بعد شخصیت های مملکتی برای حمایت افراد مختلف، از ایشان کسب اجازه کنند که چنین دل خوری هایی پیش نیاید و ایشان مجبور نشوند انتقاد هایی این چنینی را حتی درباره نوه امام مردم بیان کنند.
اما پرسش اینجاست که فردی چون جواد لاریجانی چطور در این شرایط که تمام بزرگان نظام و حتی رهبر ایران شخصیت های سیاسی را به آرامش دعوت می کنند، چنین اظهارات تندی را مطرح می کنند و منتخب چندین میلیون از مردم ایران را با فردی چون مسعود رجوی منافق مقایسه می کند؟ جواد لاریجانی با «گمان» کدام حمایت نوه محبوب اما خمینی (ره) را چنین مخاطب قرار می دهد و برایش تکلیف مشخص می کند.
جالب اینجاست در دورانی که حتی دیوار های این شهر از جنایات هولناک در کهریزک به بیداد در آمده بود، جناب مسئول حقوق بشر دم نمی زد و مشخص نبود در کدام دفتر کاری خود به سر می برد. البته باید به دنبال این موضوع رفت که معادلات ریاضی و قوانین حقوق بشر چه ارتباطی با هم دارند؟ شاید ارتباطی با هم ندارند و جواد لاریجانی تا کنون در پی یافتن ارتباط بین این دو بده است. باید از آقای جواد لاریجانی پرسید شما در مقابل چندین جنایت سخن می گوید و هر چند جنایت در زندان های این کشور قابل رسیدگی است؟!


ه‍.ش. ۱۳۸۸ شهریور ۲۵, چهارشنبه

فقط نگاه می کنم...

من اینجا
کنار این همه زیبایی
و تو تنهایی
دلم برای تنهایی تو می سوزد
و خود آشفته ام از خوش گذرانی
با من باش
با من بیا و بمان
که من بدون تو
به روزگار
تلخ
سرد
اندوه وار
فقط نگاه می کنم

ه‍.ش. ۱۳۸۸ شهریور ۲۴, سه‌شنبه

چه کسی می گوید؟ چه کسی باور می کند؟


اصولاً یکی از ارکان ارائه تحلیل های سیاسی درخورد توجه، برخورداری از اخبار درست و به دور از دروغ است. به این موضوع بیافزایید اطلاع از اخبار پشت پرده و یا به اصطلاح این روزها اخبار درگوشی، که جمع این دو مورد در کنار آگاهی بر مسائل روز مهمترین ابعاد رسیدن به تحلیل های درست و به درد بخورد هستند.
اما برخی تحلیل ها و مقاله ها و اظهار نظرها این روزها از سوی افراد مدعی به شدت جالب است! برخی این روزها برای اثبات حرف و اخبار خود به مسائلی استناد می کنند که از پایه صحت ندارد و دروغ است. یعنی آقایان از دروغ برای اثبات دروغ استفاده می کنند. مثلاً می خواهند موضوعی را ثابت کنند و به طور مثال بگویند که فلان گفته موسوی و یا کروبی صحت ندارد، برای اثبات گفته های خودشان استناد می کنند به دادگاه های نمایشی و سخنانی که از سوی برخی دستگیرشدگان در این دادگاه ها گفته میشود. این طور که چون فلانی چنین حرفی زده و با توجه به اعتراف فلان فرد در دادگاه پس آن حرف کروبی درست نیست و موسوی دروغ می گوید. 
همین جاست که باید کلاً به اساس موضوع شک کرد. وقتی کسی اینقدر نگاه بسته ای دارد که برای اثبات ادعاهای کذبش، به گفته های چند زندانی که چندین روز در انفرادی نگه داشته شده اند و انواع شکنجه ها را دیده اند استناد می کند،اصلاً در جایگاهی نیست که بتواند درباره تحولات نظر بدهد و تصمیم گیری بکند.
البته چند سالی است که چنین تفکری باعث شده است که ایران بزرگ به چنین جایگاهی میان ایرانیان و مردم دنیا برسد. این نتیجه تصمیم های اشتباهی است که در نتیجه توهمات برخی از مسئولان گرفته شده است و چنین می شود که امروز برخی از خارج نشینان حتی از این که برای دیدار اقوامشان به ایران بیایند می ترسند.
جالب تر این که ‌آنچه صحت دارد را هم با نگاهی آلوده به دروغ، نادرست می انگارند! نگاهی به تحولات چند هفته پیش در ایران کاملاً نشان می دهد که برخی مسئولان کشور نه تنها به دنبال حل و فصل درست وقایع پس از انتخابات نیستند، بلکه سعی دارند با تکیه بر اطلاعاتی که از پایه نادرستو دروغ است، فضتی سیاسی و اجتماعی کشور را غیر از آن چیزی که هست نشان دهند. این افراد متاسفانه حتی سعی نمی کنند با شفاف سازی اعتماد عمومی مردم را بازگردانند. همین موضوع هم هست که خیلی ها انتظار بیانیه هیات سه نفره قوه قضاییه را داشتند و منتظر بودند که قوه قضاییه همچون حامیان دولت واقعیاتی که از سوی کروبی ارائه شده بود را «ادعا» بخواند.
اما درباره گفته های شیخ اصلاحات جریان بسیار فرق می کند، چرا که خیلی ها این موضوعاتی که کروبی مطرح کرد را می دانستند و شنیده بودند و دیده بود. لازم هم نیست در این زندان و آن بازداشتگاه شرک کشید. کافی بود بعد از انتخابات چند دقیقه در خیابان ها قدم زد و دید که ماموران امنیتی و لباس شخصی ها چه برخوردی با مردم و معترضان دارند و چگونه به باد کتکشان می گیرند. حال فکر کنید که همین آقابان را با یکی از همین معترضان در سلول انفرادی رها کنند. خدا می داند که چه فجایعی رخ داد و می دهد...
پس اگر هزاران هزار بیانیه هم صادر شود و صدها ساعت گفت و گوی ویژه خبری از تلویزیون دولتی پخش شود، باز هم کسی دروغ را باور نخواهد کرد.

ه‍.ش. ۱۳۸۸ شهریور ۱۰, سه‌شنبه

ورود مبارک به بلاگر و کلی مشکل !


این روزها در بلاگفا اینقدر به مشکل برخوردم که دوست داشتم از دستش فرار کنم. البته انتخابات و شرایط بعد از انتخابات هم در این بی قرار من بی تاثیر نبود. نبود امنیت در بلاگفا آنچنان زیاد و مشهود بود که علیرضا شیرازی،‌مدیر بلاگفا خود بر این موضوع اشاره کرد. بعد از این اظهارات شیرازی بود که بلاگفا برای خیلی ها از جمله من ناامن شد. وقتی در یلاگفا می نویسم انگار دارم در یک اتاق بدون در و دیوار زندگی می کنم و همه از بیرون کارهای من را مشاهده می کنند. هرچند که در این اتاق کاری خاصی نمی کردم و قرار هم نیست کاری بکنم که نگران دیگران باشم. اما موضوع این است که در چند هفته اخیر با مشکلاتی هم در بلاگفا مواجه شده ام.
اولین و بزرگترین ایراد بلاگفا نداشتن فضایی برای آپلود عکی برای قرار دادن در وبلاگ است. همین موضوع باعث شده تا در این یک سال و اندی که در بلاگفا حضور دارم برای پیدا کردن فضا برای آپلود عکس کلی دردسر کشیده امو در به در دنبال این سایت و آن سایت بودم. البته در این میان تشکر می کنم از نیکو بهجتی عزیز که در این مدت بارها از بلاگ تک برای آپلود عکس هایم استفاده کرده ام.
موضوع و مشکل دوم هم نداشتن آزادی در تغییر در وبلاگ است. برای هر تغییری یا باید کلی درباره برنامه نویسی تحت وب اطلاعات داشته باشی و یا باید به این و آن التماس کنی که دو کلمهاچ تی ام ال یادت بدهند. یعنی با توجه به این موضوع که گفتم حتی برای تغییر بنر بالای وبلاگ هم مشکل های زیادی بر خوردم.
البته برخی از دوستان به شدت تاکید داشتند که من وبلاگ جدیدم را در ورد پرس راه اندازی کنم. اما برخی هم تاکید داشتند که به بلاگر بیایم. اما خودم با توجه به این که ورد پرس فارسی در ایران فیلتر است ،‌بهتر دیدم که کافه وطن را به بلاگر انتقال دهم. اما همین هم برای من مشکلی شد و آن این است نمی توانم نوشته های بلاگفا را به بلاگر انتقال دهمد. البته سعی کردم اول کافه وطن را ورد پرس انتقال دهم و بعد به بلاگر که متوجه شدم جناب آقای شیرازی ،‌مدیر بلاگفا راه این انتقال را بشته اند و در حال حاضر همینه که هست! به هرحال ورود خودم را با بلاگر با کلی مشکل تبریک می گویم. منتظر آینده خواهیم بود ...