ه‍.ش. ۱۳۸۸ تیر ۹, سه‌شنبه

نامه و بیانیه ها

نامه و بیانیه ها :


این بار از پسر برای پدر


وقایع بعد از انتخابات و محدودیت های شدید در هفته های گذشته باعث شده تا بسیاری از فعالان سیاسی که به نتایج انتخابات اعتراض دارند به دلیل برخی تهدید ها کمتر امکان سخن گفتن در محافل عمومی را داشته باشند، اگرچه افرادی چون میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ،‌سید محمد خاتمی و برادرش در بعضی راهپیمایی های مردم معترض به نتایج انتخابات شرکت کرده اند. اما با این حال همین افراد نیز در حال حاضر سعی می کنند کمتر حضور آشکار در جامعه داشته باشند . اما این افراد از آغاز رویه اعتراضی بهترین راه برای برقراری رابطه با هواداران و بیان نظرات خود را در انتشار بیانیه یافتند . آنچنان که میرحسین موسوی تا کنون با انتشار 8 بیانیه دیدگاه هایش را به اطلاع حامیانش رسانده و کروبی نیز از راه همین بیانیه ها مطالباتش را با نهاد های نظارتی و اجرایی در میان گذاشته است . همچنین محسن رضایی نیز این روزها با انتشار چندین بیانیه هایی بیش از گذشته در صحنه حضور دارد ، اگرچه بیانیه های سردار سابق سپاه کمتر در زمان لازم بود . اما گستره انتشار بیانیه این روزها گسترش بیشتری یافته است ، چنانکه سید علیرضا بهشتی فرزند آیت الله بهشتی نیز گلایه های خود را در نامه ای برای پدر نوشته که می توان از آن به عنوان بیانیه ای اعتراضی نام برد .  


سیدعلیرضا بهشتی که از اعضای ستاد و حامیان میرحسین موسوی اشت ، در نامه ای خطاب به پدرش از رفتارهای غیردینی و آنچه او تحجر و التقاط می نامد، گلایه کرده است.


این نامه پس از آن نوشته و منتشر شد که هفته گذشته عده ای لباس شخصی با ورود به دفتر روزنامه کلمه سبز در میدان هفت تیر که زیرنظر علیرضا بهشتی منتشر می شد، اعضای تحریریه را بازداشت کردند.


 


مشروح پسر برای پدر چنین است :


پدر، دیدی چه کردند؟


چرا هربار که هفتم تیر می رسد سفرة دل گرفته ام را نزد تو می گسترم؟ شاید چون سایة تو را همچنان بر سرم گسترده می بینم. شاید هم که چون نمی گذارند صدایم شنیده شود، بدنبال چاهی می گردم تا آهی برکشم. شاید هم که برباد رفتن میراث توست که اینچنین آتشم می زند و داغ دیرینه را تازه می کند.


پدر! دیدی که چه روزهایی را شاهد بودیم که امکان بازشناسی تاریخ صدر اسلام را برایمان ممکن ساخت؟ دیدی که سکوت که شکسته شد، چگونه دل ها مملو از امید شد؟ دیدی که عطر راستی و صداقت که فضا را پر کرد، پایه های کاخ های دروغ و ریا به لرزه افتاد؟ دیدی خمودی و خموشی جای خود را به سرزندگی و نشاط داد؟ دیدی که دل هایی که سال ها با انگشتان کلیشه سازان از هم دور نگه داشته شده بود، فاصله ها را شکستند و در کنار هم نشستند؟ دیدی که نسل سومی که با انقلاب، امام، جنگ، شهادت و دینمداری قهر کرده بود، در داوری هایش به تأملی دوباره نشست و مطالباتش را در ادبیات صدر انقلاب جستجو کرد؟ دیدی که زن و مرد و پیر و جوان و روستایی و شهری، چشم امیدشان را به یار دیرینة تو دوختند و به رغم همة اما و اگرها و جوسازی ها، رایت اعتمادشان را بدست او سپردند؟


اما پدر، دیدی که همان کسانی که پس از شهادت تو زیر لب زمزمه کردند که بهشتی عاقبت بخیر شد و تداوم حیات او به سلطة اسلام لیبرالی می انجامید، چه کردند؟ به بهانة حراست از اسلامیت نظام، جمهوریت نظامی که تو در کنار امام و مرادت و به یاری بسیاری دیگر از همراهان دیروز و امروز معماری کرده بودی را به مذبح سلایق و علایق و داوری های شخصی بردند. خواست مردمی نجیب که با بالاترین درجات آگاهی، حق به سرقت بردة خود را مطالبه می کردند را آشوب طلبی نامیدند، خوننشان را بر قداره بندان خود مباح ساختند، و به نام دین، دینداران را بی دین نامیدند، مذبوحانه به دنبال سرانگشتان بیگانه گشتند و یافته و نایافته، سکوت تلخ، بلند و رسای حق خواهان را با شادکامی دشمنان قسم خوردة انقلاب همانند کردند تا مجوزی برای مشروعیت بخشی به کودتاگران دست و پا کنند.


یاد روزهای سختی می افتم که در مقابل هجمة ناجوانمردانة زبان های پلشت سکوت کردی و افتراها و دشنام ها را از دوستان دیروز و دشمنان آن روز و امروز صبورانه شنیدی و دم فروبستی. تو قربانی التقاط و تحجر شدی: التقاط تو را ترور شخصیت کرد، تحجر در مقابل رضایتمندانه سکوت کرد، و آنگاه بود که فاجعة هفتم تیر به آسانی اتفاق افتاد. این بار اما، روایتی معکوس در کار است: تحجر، اندیشه هایت را بر نمی تابد و تجلی سبز آن را تحمل نمی کند، التقاط شادمانه برحق بودن خود را اثبات می کند، و این تویی که یکبار دیگر به قربانگاه فرستاده می شوی. بگذار که این بار سخنم را با شعری از شفیعی کدکنی به پایان برسانم:


تو در نماز عشق چه خواندی که سالهاست


بالای دار رفتی و این شحنه های پیر


از مرده ات هنوز پرهیز می کنند


......


خاکستر تو را


باد سحرگان


هرجا که برد


مردی زخاک رویید 


سید علیرضا حسینی بهشتی


هفتم تیرماه 1388

ه‍.ش. ۱۳۸۸ خرداد ۳۱, یکشنبه

تصمیم های معنادار وزارت کشور

 


نقش وزارت کشور چیست ؟



چه کسی به این می اندیشید خیابان های تهران که محلی بودند برای راهپیمایی ها و تجمع های که حتی طی آنها شیشه ای ترک برنداشت و صدایی بلند نشد ، روز شنبه صحنه چینش نیروهای مسلح ، صدای فریاد باشد و رنگ خون بگیرد . دوشنبه هفته گذشته برای نخستین بار حامیان میرحسین برای اعتراض به برخی موضع گیری ها درباره خودشان به میدان انقلاب آمدند و تا آزادی راهپیمایی کردند تا بطور کلی حساب خود را از برخی آشوب طلبان و اغتشاش دوستان جدا کنند تا دیگر به عنوان حامیان میرحسین به آشوب محکوم نشوند . بماند که بعد از اتمام این تجمع چه اتفاقاتی افتاد و چه کسانی با اسلحه به مردم حمله و شلیک کردند و متاسفانه چند تن از همشهری هایمان کشته شدند . این تجمع های آرام اگرچه روز سه شنبه و با برخی تحرکات می رفت تا مختل شود ،اما مردم مسیر تجمع را جدا کردند تا اینگونه نشود. تجمع روز چهارشنبه از میدان هفت تیر تا ولی عصر بار دیگر نشان داد که هیچ یک از تجمع کنندگان به دنبال اغتشاش نیستند و آرامش را دنبال می کنند و رسیدن به حقشان را در این راه می جویند. چنین اتفاقی روز پنج شنبه در میدان امام خمینی هم تکرار شد تا این بار حامیان موسوی با تجمع در این میدان برای کشته کشته شدگان تجمع روز دوشنبه به سوگ بنشینند و بار دیگر درخواست های خود را مطرح کنند و اعتراض های خود را نسبت به انتخابات ریاست جمهوری را به گوش مسئولان برسانند. مورد نخست درباره این تجمع ها این است که حامیان موسوی برای برگزاری تمام این چند تجمع با تمام تلاش به دنبال دریافت مجوز از مراجع مرتبط بودند ، تلاشی که چندین مرتبه از سوی وزارت کشور نادیده گرفته شد و مردم را برآن داشت که با نگاهی به قانون اساسی بدون مجوز در چنین تجمع هایی شرکت کنند.




این درخواست مجوز برای تجمع حامیان میرحسین موسوی درحالی از سوی وزارت کشور بارها رد شد و مورد موافقت قرار نگرفت که روز پنجشنبه حدود 100 تا 150 نفر با نام دانشجو توانسته بودند برای تجمع درمقابل ساختمان دادستانی تهران و به منظور بیان درخواست دستگیری فرزندان هاشمی رفسنجانی از مراجع مجوز درخواست کنند و خبرگزاری های هایی چون فارس و خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی خبرهای مربوط به آن را منعکس کردند. در تجمع اعتراضی روز سه شنبه هفته گذشته هم دیدیم که صدا و سیما چگونه به نقل از تمام نامزد های ریاست جمهری مردم را به حضور در اعتراض میدان ولی عصر دعوت می کرد . موضوعی که همان زمان از سوی میرحسین موسوی و مهدی کروبی تکذیب شد و دلیلی شد تا حامیان آنها در میدان ونک تجمع کنند.
اما روز شنبه درحالی که پیش تر از سوی مجمع روحانیون مبارز درخواست برای تجمع داده شده بود ، با دیگر با این درخواست مخالفت شد و درحالی که پیش تر اعلام شده بود تجمع در میدان انقلاب تا آزادی خواهد بود ، این محدوده و خیابان های منتهی به آن محلی شد برای حضور گسترده نظامیان . از ساعات اولیه صبح شنبه به مغازه داران خیابان انقلاب و آزادی و خیابان های منتهی به آنها از سوی نیروی انتظامی و اداره اماکن دستور داده شد تا مغازه های خود را تعطیل کنند. همچنین اداره ها و شرکت های این محدوده تعطیل و تخلیه شد. میدان های امام حسین ، فردوسی ، انقلاب و آزادی رنگ نظامی گرفت و مردم نگاه سنگین افراد باطوم به دست را به خود دیدند. چند ساعت بعد هم خیابان ها شد جولانگاه آتش و دود و گاز اشک آور . شد جایی که برخی فرار می کردند و برخی با فریاد و اسلحه های سرد و گرم تهدیدشان می کردند . بیش از دو تن نباید در کنار هم می ایستادند و کسی نباید به سمت میدان های آزادی و انقلاب می رفت.
هفته گذشته و این هفته مردم و خیابان ها دو صحنه کاملاً متفاوت را دیدند . اما سوال اینجاست که چرا ؟ چرا وزارت کشور و فرمانداری تهران به عنوان مراجع قانونی تلاش نکردند با صدور مجوز برای یکی از این تجمع ها بعد قانونی به آن بدهند. اهالی میدان و خیابان فاطمی چطور جمع 150 نفری دانشجویان معترض را دیدند و جمعیت چند صد هزار نفری و میلیونی حامیان موسوی و معترضین به نتایج رای گیری را ندیدند؟ چرا خود با علم به این که مردم معترض به دنبال بیان خواسته های خود هستند و منتظر اجازه وزارت کشور نخواهند شد ، سعی نکردند با صدور مجوز حضور خود را در این صحنه پر رنگ تر کنند و خود مدیریت بحث تجمع ها را به دست بگیرند ؟ نه تنها این اتفاق نیافتاد ، بلکه دوستان ساکن در وزارت کشور قبل هر تجمع آن را غیر قانونی می خواندند و بعد از آن نیز شرکت کنندگان در تجمع را قانون شکن می نامیدند ! آیا غیر از این است که چنین موضع گیری از سوی وزارت کشور به عنوان مجری اصلی انتخابات می تواند به بی اعتمادی مردم و معترضان دامن بزند ؟
کام تلخی که با چند حبه قند شیرین می شد ، با خوراندن خربزه و عسل به دلپیچه ای تبدیل شد که حالا درمان آن سخت تر و نیازمند زمان بیشتری است.

ه‍.ش. ۱۳۸۸ خرداد ۲۷, چهارشنبه

 


اعتراض هایی دیگر ...


 


بعضی وقت ها ! نه ! بهتره بگویم خیلی وقت ها لازم نیست آدمی کلامی بگوید . حرفی بزند با واکنشی نشان بدهد که مصداق در بوق و کرنا کردن باشد و بیشتر از این که تاثیر گذار باشد ، اثر تخریبی داشته باشد . در روزهای اخیر با همه رخدادهایش ، اتفاقات جالبی افتاد . که یکی از مهمترین آنها راهپیمایی و تجمع های همراه با سکوت حامیان موسوی بود که از سوی بسیاری از کارشناسان بلوغ سیاسی و اجتماعی مردم ایران شناخته شد. اگرچه برخی عوامل معلوم الحال و شناخته شده که به نام دفاع از دولت و نظام سعی در به آشوب کشیدن این تجمع های آرام داشتند ، اما حالا این اعتراض ها جنبه های جدید دیگری هم پیدا می کند و در حوزه هایی چون گرافیک هم انعکاس داشته . این پوستر هم انعکاسی است از راهپیمایی آرام حامیان میر حسین موسوی ...


آخرین بیانیه میرحسین موسوی درباره تجمع های آرام روز پنج شنبه

ه‍.ش. ۱۳۸۸ خرداد ۲۴, یکشنبه

دولت محبوب ؟؟؟

 


انتخابات ، ‌لباس شخصی و سوزش گاز اشک آور


لباس شخصی ! گاز اشک آور! آتش و دود ! مردم ایران و مخصوصاً تهران دیروز و پس از اعلام نتیجه نهایی انتخابات بار دیگر سوزش گاز اشک آور را حس کردند و خاطره 18 تیر زنده شد.


اعلام نتیجه انتخابات از سوی وزارت کشور به ریاست صادق محصولی ، دوست صمیمی و دیرینه محمود احمدی نژاد ،‌مبنی بر این که رییس دولت نهم می تواند ریاست دولت دهم را هم برعهده بگیرد ، آنچنان بوی نادرستی می داد و رگه های دروغ داشت که ملت را عصبانی کرد . دیروز خیابان های شهر های ایران و به خصوص تهران مانند چند روز گذشته شلوغ بود ، اما این بار به جای شعار های انتخاباتی ،‌ شکایت از دولت و نحوه شمارش آرا از دهان مردم خارج می شد.



موارد مشکوک در انتخابات ریاست جمهوری زیاد بود . یاد همه مان هست که در دوره های گذشته انتخابات برای این که آمار شرکت کننده در انتخابات بالا تر برود ،‌زمان رای گیری را تا حدود ساعت 12 شب تمدید می کردند و از مردم حتی در آخرین ساعات شب هم رای می گرفتند. موضوعی که در این انتخابات از یاد مسئولان مملکت رفت و دلیلی شد تا ساعت 10 شب در های شعب رای گیری را ببندند . این درحالی بود که در شهرهای مختلف ایران مردم تا ساعات پایانی شب خواستار رای دهی بودند . اما گویا خبر رسیده بود که آرای میرحسین موسوی در صندوق ها در حال افزایش است و نباید این روند ادامه یابد.



از دیگر سو موضوع اتمام برگه های رای گیری هم بسیار شک آفرین بود . عصر جمعه بسیاری از شعبه های بزرگ رای گیری اعلام کردند که که برگه های رای گیری تمام شده است و نمی توانند از مردم رای گیریکنند. در تهران و بسیاری از شهر های بزرگ به مردم گفته شد که به دلیل نداشتن برگه رای گیری به خانه هایشان بروند. این درصورتی است که به گفته خبرنگاران حاضر در وزارت کشور ، کامران دانشجو رییس ستاد انتخابات کشور چنین اخباری را تکذیب می کرده و معتقد بوده که برگه رای گیری به اندازه کافی در شعب وجود دارد.


از دیگر سو شمارش آرا در شعب رای گیری آنچنان سرعتی داشت که تمام خبرنگاران حاضر در وزارت کشور را متعجب کرده بود . از ساعت 12 شب روز جمعه (24) که شمارش و اعلام نتایج رای گیری آغاز شده بود ، دانشجو هر نیم ساعت یا 20 دقیقه آمار اعلام می کرد و مقدار این آمار بسیار زیاد بود . خبرنگاران علت این موضوع را جویا شدند که دانشجو گفت که شمارش آرا به طور آن لاین است و سرعت بالا . این درحالی است که هنوز هم آرا در شعب به صورت دستی شمارش می شود و از رایانه در حد یک ماشین حساب استفاده می شود نه بیشتر ! به همین دلیل این موضوع جای سوال بسیاری برای منتقدان گذاشت .


اما از آنجایی که مردم خود از تصمیم خود خبر داشتند ، به این شمارش آرا اعتراض کردند . ملت می دانستند که حمایت از موسوی در سراسر ایران همه گیر شده بود ، این که کسی غیر از میرحسین رای اول انتخابات را کسب کند ، آن هم با 24 میلیون غیر قابل باور و به بیان بهتر غیر قابل فهم بود و خبر از اتفاقاتی می داد که برخی اصلاح طلبان با عنوان «مهندسی جدید انتخابات»‌ از آن یاد می کنند. همین موضوع دلیلی شد تا مردم که تا کنون تنها برای حمایت آرام در خیابان ها بودند ،حالا با مشت گره کرده به خیابان ها بیایند .


به طور قطع کسی در ایران و هیچ جای دنیا با درگیری موافق نیست ، اما این که حقی ناحق شود هم مورد قبول هیچ ایرانی قرار نمی گیرد . شبهه در انتخابات ریاست جمهوری از دیروز بار دیگر پای گار ضد شورش را به خیابان ها باز کرد و بار دیگر مردم چشمشان به هیبت لباس شخصی ها و انصار حزب الله روشن شد !‌


شنبه شب خیابان های تهران زیر پای گار ویژه و لباس شخصی ها لرزید . ماموران نیروی انتظامی به جای حمایت از مردمی که زیر دست و پای لباس کتک می خوردند و به خاک و خون کشیده می شدند ، از برادران لباس شخصی و چماق به دست حمایت می کرد تا بار دیگر نشان دهد،‌ این شهر تاریک بی قانون است .


ماموران موسوم به لباس شخصی چوب و چماق به دست دیشب در خیابان ها فرقی میان مردم و معتریض و اوباش نمی دیدند و همه را کتک می زدند . جالب این بود که این چماق به دستان از سوی نیروی انتظامی پشتیبانی می شدند و آزادانه در خیابان ها و کوچه های تهران فریاد «حزب الله ،‌ماشا الله» سر می دادند .


نیروی انتظامی هم با آوردن ماموران ضد شورش با لباس های عجیب و غریب به دنبال ترساندن مردم بود و به جای این که از مردم حمایت کنند ،‌هوای چماقداران را داشتند . این شرایط تنها تاسف لازم دارد و نه هیچ واکنش دیگر. آیا باید این دولت را دولتی محبوب خواند ؟

ه‍.ش. ۱۳۸۸ خرداد ۱۹, سه‌شنبه

رسانه «ملی» و مناظره

 


 مناظره های فرمایشی و رسانه «ملی»


بدون شک اجرای مناظره برای اولین بار برای رسانه به «اصطلاح ملی» ایران که در ساده ترین برنامه سازی ها ضعف های باور نکردنی دارد، تجربه سخت و در عین حال سنگینی بود . صدا و سیما که انتظار می رفت بعد از تغییر رییس آن به لحاظ برنامه سازی و محتوایی تغییر کند ، در سال های ریاست ضرغامی بهترین ساعات تلویزیون را به برنامه سازان 90 شبی سپرد تا با سرگرم کردن مردم با استفاده از سریال های به گفته خودشان طنز و سریال های خانوادگی که از داستان خالی و تنها بر احساسات مردم تاثیر گذار بود ، ضعف های مشهود خود را بپوشاند ،‌که البته در این راه تا حدودی نیز موفق بود .


اما اجرای مناظره در تبلیغات انتخابات پس از گذشت سی سال از پیروزی انقلاب اسلامی تصمیمی بود که بسیاری از کارشناسان را به فکر فروبرد که آیا این سازمان توانایی برگزاری چنین پروژه ای را دار یا نه . سوال دوم هم این بود که چرا سازمان صدا و سیما در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم تصمیم به اجرای چنین پروژه ای گرفت و قرار بود مردم ایران چه سخنانی را در این مناظره ها بشنوند.



مجری یا تایمر !


به هر حال مناظره ها انجام شد . اجرای این مناظره نیز توسط رییس سازمان صدا و سیما به رضا پورحسین ،‌رییس شبکه 4 واگذار شد. همین موضوع اولین و به عقیده بسیاری مهمترین ضعف مناظره ها بود. مجری نتوانست آن طور که باید و شاید به مناظره ها حرارت ببخشد و تنها به طرح چند پرسش برای ادامه صحبت های نامزد ها بسنده کرد ،‌البته نباید از این موضوع نیز چشم بست که توانست به خوبی وظیفه تایمر و زمان سنج رادر مناظره ایفا کند!!! و  ضرغامی بدون شک با استفاده از مدیر شبکه چهار به عنوان یک شبکه علمی ،‌در راه خراب کردن پورحسین قدم برداشت.



فیلم برداری فرمایشی


نکته بعدی هم درباره نحوه فیلم برداری در مناظره ها بود . فیلم برداری از برخی نامزدهای مخالف دولت به گونه ای بود که از تاثیر گذاری صحبت های می کاست . کارگردان در صحبت های میرحسین موسوی و کروبی در مناظره های مختلف با قطع کردن تصاویر و تغییر مکرر دوربین به آشکارا سعی کرد تا مقدار تاثیرگذاری صحبت های این افراد را کم کند. اما در مقابل در هنگام صحبت های احمدی نژاد کارگردان کمتر تصاویر را قطع می کرد و بیشتر از زوم این (zoon in )‌ های متوالی استفاده می کرد که باعث می شد تا توجه بیننده را به خود جلب کند.


دست کاری صدا


در کنار این فیلم برداری خبرهایی هم از دست کاری صدای نامزد ها در برخی سایت ها منتشر شد که به نظر درست می آید. بر اساس برخی گزارش ها مسئولان فنی در مناظره های هر یک ار نامزد ها با احمدی نژاد ، صدای نامزد مقابل رییس جمهور را زیر تر می کردند که این کار صدای گوینده را لرزان جلوه می دهد. همین موضوع هم دلیلی شده بود تا برخی از کسانی که سخنرانی های زنده موسوی را نشنیده بودند ،‌ گمان کنند میر حسین صدایش می لرزید که به واقع این طور نبود. اما در مقابل مسئولان صدا در مناظره ها ،‌صدای احمدی نژاد را با «اکو» پخش می کردند که باعت شده بود تا صدای احمدی نژاد بیش از همیشه بلند تر باشد . البته برخی خبر از این می دهند که این ترفند در سخنرانی های احمدی نژاد در سفرهای استانی نیز مورد استفاده قرار گرفته بود.


اما تیر خلاص رسانه به اصطلاح «ملی» در سخنی بود که مجری مناظره در مناظره میان کروبی و میرحسین مطرح کرد. بعد از انتقادها و سخنان میرحسین موسوی درباره ضعف های دولت نهم پورحسین ، رییس شبکه چهارم سیما که نقش مجری برنامه را داشت ،جمله ای با این مضمون ‌به میرحسین موسوی گفت که «برابر زمانی که شما درباره نامزد غایب صحبت کردید ، برای ایشان وقت برای پاسخگویی در نظر خواهد گرفته شد و اجازه صحبت و دفاع برای ایشان محفوظ است»!


این گفته مجری مناظره نتیجه آخرین تلاش های احمدی نژاد و طرفدارانش در صدا و سیما و نتیجه رایزنی های آنها با «برخی مقامات» بود که به بار نشست و سازمان صدا و سیما تصمیم گرفت در روز چهار شنبه وقتی را برای محمود احمدی نژاد به منظور آنچه آنها پاسخگویی به «اتهاماتی که نامزد های دیگر به او نسبت داده اند» می دانند  ، در نظر بگیرد.


البته یادمان هست که جناب آقای رییس جمهور سخنانشان در مناظره با آقای کروبی را چگونه آغاز کردند و چه کسی را مورد خطاب قرار دادند و چند دقیقه به این موضوع پرداختند. مناظره ای که مجری طی آن هیچ تذکری به رییس دولت نهم نداد تا ایشان حرف هایشان را تمام و کمال بزنند. اما همان مجری در مناظره موسوی و کروبی بارها به نخست وزیر دوران امام خمینی تذکر داد که «صحبت های وی فرصتی را برای احمدی نژاد ایجاد خواهد کرد تا پاسخ بگوید »!!!


حالا همین رسانه «ملی»! قرار است 45 دقیقه وقت را به محمود احمدی نژاد هدیه دهد برای دفاع از خود! آن هم دقیقاً در روز پایانی تبلغات و در روزی که هیچ یک از نامزدهای دیگر برنامه ای در تلویزیون ندارند. عمو عزت ضرغامی با این کار نشان خواهد داد که بطور قطع سرمشق های خود را در چهار سال اخیر درباره انعکاس اخبار رییس جمهور فراموش نکرده است ، حتی هم اکنون که محمود احمدی نژاد ، یکی از نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است .  اما آیا برای موسوی هم زمان هست !