ه‍.ش. ۱۳۸۷ مرداد ۶, یکشنبه

باید به انتظار انتشار مجدد همشهری عصر باشیم ؟

باید به انتظار انتشار مجدد همشهری عصر باشیم ؟


 


خبر تعطیل شدن یک روزنامه هیچ وقت خوشایند نیست . بعد از تهران امروز و بیکار شدن تحریریه حدود 200 نفره اش ، می رفت که تحریریه نو پای همشهری عصر هم به سر نوشت تهران امروز دچار شود ، که خوشبختانه این چنین نشد و حضور حسین انتظامی  - مدیر مسئول پیشین موسسه همشهری – در هیات نظارت تا حدود بسیاری به ادامه کار همکاران روزنامه نگار همشهری کمک کرد .


اگر چه ایرنا با انتشار خبر توقیف همشهری ، حدود یک ماه پس از لغو امتیاز تهران امروز ، می رفت تا جامعه مطبوعات ایران را بار دیگر با یک شوک مواجه کند ، اما تنها ساعاتی بعد معلوم شد که تعطیلی همشهری عصر توافقی است و مدت دار !


ایرنا خبرگزاری رسمی دولت که عصر جمعه اعلام کرد که روزنامه «همشهری عصر» با رای هیات نظارت بر مطبوعات توقیف شده است. ایرنا در خبر خود دلیل توقیف روزنامه همشهری عصر را «نشر مطالب خلاف واقع و خبرهای نادرست با هدف ایجاد نابسامانی در وضعیت اقتصادی کشور » دانسته و در عین حال یادآور شده بود که «هیات نظارت بر مطبوعات برای انتشار همشهری نوبت عصر مجوز صادر نکرده است».


اما تنها ساعاتی پس از انتشار این خبر علی اصغر محکی مدیر مسئول روزنامه همشهری این خبر را تکذیب کرد و گفت: «انتشار چنین خبر خالی از صحت و بدون منبع از سوی یک خبرگزاری معتبر جای بسی تعجب دارد. ما روزنامه‌ای به نام روزنامه همشهری عصر نداریم. ما یک روزنامه همشهری داریم که چاپهای مختلفی برای نقاط مختلف کشور دارد و یک چاپ آن هم ظهرها منتشر می شود. طبعا اگر قرار باشد در این زمینه توقیفی صورت گیرد متوجه کلیت روزنامه همشهری خواهد بود که چنین چیزی اتفاق نیفتاده و روزنامه همشهری فردا منتشر خواهد شد».


محکی البته تایید کرد که روزنامه همشهری عصر از روز شنبه منتشر نخواهد شد؛ اما درباره علت آن گفت: ما در حال حاضر برای ایجاد تحریریه جدید جهت روزنامه همشهری عصر مشغول اسباب کشی به مکانی جدید هستیم و بنابراین به محض اتمام امور مربوط به این مسئله روزنامه همشهری در نوبت عصر نیز به اقتضای جامعه منتشر خواهد شد.


اما این پایان و تمام ماجرا نبود . بر اساس برخی شنیده ها  قرار بر این بوده که بعد از توقیف تهران امروز و همشهری عصر ، هیات نظارت محترم به سراغ موسسه همشهری برود و به نوعی جناب قالیباف را به طور کل از زمین بازی بیرون کند که گویا رایزنی های برخی نزدیکان دو طرف نتیجه داده تا طی توافقی بین مسئولان روزنامه همشهری و هیئت نظارت بر مطبوعات ، همشهری عصر بصورت داوطلبانه 3 ماه منتشر نشود.


 


دلایل برخورد هیات نظارت با همشهری


 


توقیف روزنامه «همشهری ‌عصر» یک روز پس از آن صورت گرفت که این روزنامه از درگیری طهماسب مظاهری رئیس‌کل بانک مرکزی و حسین صمصامی سرپرست وزارت اقتصاد خبر داد و ادعا کرد که حسین صمصامی نه تنها در «اقدامی دور از انتظار از پذیرفتن مهندس مظاهری در وزارت اقتصاد خودداری كرده» که حتی بحث این دو مقام «به درگیری شدید منجر شده و با دخالت حراست پایان یافته است». این گزارش که بازتاب وسیعی پیدا کرد در ادامه نوشته بود: «مظاهری در اعتراض به برخورد صمصامی شكایت خود را نزد محمود احمدی‌نژاد برده كه به باور برخی منابع آگاه زمینه انصراف رئیس‌جمهوری از معرفی صمصامی به‌عنوان وزیر اقتصاد و دارایی را فراهم آورده بود. شنیده می‌شود در مقابل صمصامی نیز همچنان از ارائه طرح تحول اقتصادی به رئیس‌كل بانك مركزی اجتناب می‌كند و معتقد است او محرم هیات دولت محسوب نمی‌شود».


این گزارش روزنامه همشهری البته با واکنش تند ایرنا، وزارت اقتصاد و بانک مرکزی مواجه شد. تا آن جا که هم خبرگزاری ایرنا، هم رئیس‌کل بانک مرکزی و هم روابط عمومی وزارت اقتصاد این گزارش را تکذیب کرده و آن را «دروغ»، «شبهه افکنی»، «شایعه پراکنی» و «نشر اکاذیب» با هدف «تضعیف دولت» خواندند.


 


باید در انتظار انتشار همشهری عصر ماند؟


 


روزنامه «همشهری ‌عصر» دومین روزنامه نزدیک به محمد باقر قالیباف شهردار تهران و رقیب اصولگرای محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 84 محسوب می‌شود که ظرف یک ماه اخیر توقیف شده است. پیش از این در تاریخ یکم تیرماه 87 نیز هیئت نظارت بر مطبوعات اعلام کرد که روزنامه «تهران امروز» را لغو امتیاز کرده است. با آن که وزارت ارشاد تاکید داشت لغو امتیاز «تهران امروز» بر اساس ماده 11 قانون مطبوعات صورت گرفته است، اما بسیاری از رسانه‌ها از جمله رسانه‌های نزدیک به دولت و یکی از مشاوران رئیس‌جمهور تلویحاً یا صراحتاً تایید کردند که لغو امتیاز این روزنامه به دلیل ویژه‌نامه‌ای بوده است که این روزنامه چند ساعت پیش از توقیف منتشر کرده بود. ویژه‌نامه‌ای که حاوی انتقاداتی از عملکرد شخص رئیس‌جمهور در زمان تصدی شهرداری تهران و در زمان ریاست‌جمهوری بود.


کمتر از دو ماه قبل یعنی در تاریخ 13 خرداد 87 نیز خبرگزاری فارس به دلیل انتشار مطلبی درباره احتمال برکناری طهماسب مظاهری رئیس‌کل بانک مرکزی، توسط وزارت ارشاد به صورت موقت توقیف شد.


مقامات دولت نهم از جمله وزیر ارشاد و رئیس‌جمهور بارها تاکید کرده‌اند که از هیچ رسانه‌های شکایت نکرده و رسانه‌ها آزادانه از دولت نقد و انتقاد می‌کنند.

ه‍.ش. ۱۳۸۷ مرداد ۲, چهارشنبه

ه‍.ش. ۱۳۸۷ تیر ۲۹, شنبه

دلتنگی های کیانیان برای شکیبایی

دلتنگی های کیانیان
برای شکیبایی







رضا کیانیان ، از بازیگران بزرگ سینمای ایران و
همچنین از هم دوره ها و هم بازی های هنرمند فقید ، خسرو شکیبایی پس از در گذشت وی
در نامه ای دلتنگی های سینمای ایران را برای وی باز گو کرد . نامه ای پر از احساس
که مطمئناً روی شما هم تاثیر گذار خواهد بود .
كيانيان در این نامه‌ خطاب به خسرو شكيبايي نوشته
است: هنوز سينماي ايران كلي با تو كار داشت
.



سلام خسرو جان



بي‌خبر گذاشتي و رفتي.
بدون خداحافظي
!



دو هفته پيش هم كه
آخرين جايزه‌ات رو گرفتي، روي صحنه لام تا كام حرف نزدي. از گوشه صحنه اومدي بالا و
آروم جايزه‌ات را گرفتي؛ براي سي سال حضور پرشور و شوقت در سينمايي كه اين روزها چندان
شور و شوقي در آن نيست
.



فقط لبخند زدي و رفتي
پايين و لاي جمعيت گم شدي. خوب اگه قرار بود بري و پشت سرت رو هم نگاه نكني، چند كلمه‌اي
براي ما كه پشت سرت بوديم، حرف مي‌زدي
!



يادمه وقتي آمدي رو
صحنه، حالت خوب بود
.



آخه يكي دو بار ديگه
كه اين اواخر روي صحنه اومدي و ديدمت، حالت زياد خوب نبود. ولي اين دفعه، همه خوشحال
شديم. فقط نمي‌دونستيم داري ميري. نمي‌دونم خودت مي‌دونستي يا نه. مي‌گن آدماي خوب
قبل از رفتن، حال‌شون خيلي خوب مي‌شه؛ چون دارن مي‌رن يه جاي خوب. ما از كجا بايد مي‌فهميديم
كه اين حال خوب نشانه‌ي چيه؟ هميشه بعد از اين‌كه اتفاق مي‌افته، مي‌فهميم. ولي فكر
كنم خودت مي‌دونستي؛ چون هيچي نگفتي و اون‌جوري فقط لبخند زدي. شايد داشتي خداحافظي
مي‌كردي و ما نمي‌فهميديم. ولي چه خداحافظي باشكوهي! خيلي‌ها آرزو دارن در اوج خداحافظي
كنن؛ اما نمي‌تونن. شايد هم اون لبخند همين معنا رو داشت. شايد اگر حرف مي‌زدي، همه‌ي
خداحافظي‌ات مي‌شد همون چند تا كلمه؛ ولي چون هميشه شاعر بودي، فقط مهربان و با سپاس
نگاه كردي و لبخند زدي. حالا كه فكر مي‌كنم، مي‌فهمم اين‌جوري بيش‌تر حرف زدي
.من هي بايد از تو ياد بگيرم. يادته سال‌ها پيش وقتي
از مشهد به تهران آمدم، تو روي صحنه‌هاي تئاتر مي‌درخشيدي. من كلي دويدم تا روي صحنه
بيام و ديده بشم
.بعدها هم كه تو روي
پرده سينماها مي‌درخشيدي، باز هم من كلي دويدم تا روي پرده بيام و ديده بشم
.



يادته من اولين فيلمم
رو كه بازي كردم، تو «هامون» بودي. من يادمه كه در فيلم «كيميا»، دست منو مي‌گرفتي.
كلي حال مي‌دادي كه رو بيام و ديده بشم. بعد هم فقط يك بار ديگه شانس داشتم در كنار
تو بازي كنم؛ تو فيلم «درد مشترك»، چه بامسما
.ارتباط من با تو، مثل كوهنوردها با كوه‌هاست. هر
قله‌اي رو كه فتح مي‌كنن، مي‌بينن پشتش يه قله‌ي بلندتر هست. من هرچي مي‌دوم، تو يه
قدم جلوتري؛ مثل الآن. جلوتري ديگه عموجون. رفتي اون‌ور. نمي‌دونم چقدر ديگه بايد بدوم
تا به اون‌ور برسم، تازه نمي‌دونم در چه وضعيتي ميام اون‌ور
.



پس از اون‌ور يه دعايي
براي من بكن. ميگن دعاي اون‌وري‌ها براي اين‌وري‌ها زودتر مستجاب مي‌شه. اين‌جوري كه
تو رفتي، كلي «خدابيامرزي» و «يادش بخير» و «حال‌هاي خوب» و «يادهاي خوب» و .. بدرقه‌ي
راهته
.





من كه شاهدم، خودتم
اگه حال‌شو داشته باشي، يه نگاهي به اين‌ور بندازي مي‌بيني
.



دست پر رفتي ديگه.
مي‌بيني چقدر از من جلوتري! كلي بايد بدوم تا موقع رفتن دستم پر باشه
.



البته جات پيش ما
خاليه. هنوز سينماي ايران كلي با تو كار داشت. ولي خوب مثل به دنيا آمدنه ديگه. موقعش
كه برسه، بايد متولد بشيم. ما يه تولد رو ديديم؛ تو دو تا؛ تولدت مبارك
.



مي‌دونم اون‌جا كلي
از بر و بچه‌هاي سينما و تئاتر اومدن پيشوازت. حتما كلي هم تدارك ديدن
.



ما كه اون دنيا به
بازيگري‌مون ادامه مي‌ديم. اون‌جا هم حتما نمايش هست. اون‌وري‌هام حتما به سرگرمي احتياج
دارن. پس اون‌جا بي‌كار نمي‌مونيم. وقتي مردم رو سرگرم مي‌كنيم و حال‌شون خوب مي‌شه.
يه خدابيامرزي به ما و پدر و مادرمون مي‌گن ديگه. وقتي مردم تو خيابون تو رو مي‌ديدند
و بي‌اختيار لبخند مي‌زدند، خودش خدابيامرزيه ديگه. وقتي مردم مي‌فهمن كه تو رفتي و
ديگه ميون ما نيستي، گريه مي‌كنن و جاتو خالي مي‌كنن، خدابيامورزيه ديگه
.



مي‌بيني خدا چه لطفي
به تو داشته كه اين موقعيت و جايگاه ‌رو بهت داده. پس اون‌طرف هم حتما تحويلت مي‌گيره
و مي‌بردت روي صحنه‌ها و پرده‌هاي اون‌جا، كه بازم مردم اون‌ور ببيننت و حال‌شون بهتر
بشه و خدابيامرزي ادامه داشته باشه
.



به اميد ديدار



 

 

ه‍.ش. ۱۳۸۷ تیر ۲۴, دوشنبه


باز هم تهران امروزی ها


 


 


بعد از چند روز رسیدگی به کار های عقب افتاده که لطف بی کران دوستان هیات نظارت بر مطبوعات ، بعد از بسته شدن روزنامه تهران امروز مجالی برای رسیدگی به آنها یافته بودم ، امروز سری به دنیای مجازی زدم . کامنتهایکافه را چک می کردم که یک آدرس توجهم را جلب کرد ...


www.tehranemruz.blogfa.com


آدرس وبلاگی بود به نام تهران امروز که زیر نام وبلاگ نوشته شده بود، ((دردسرهاي روزنامه نگاري))!


در توضیحی کوتاه نیز درباره وبلاگ چنین آمده بود که ((اين وبلاگ صرفا به منظور تعاطي افكار همكاران مطبوعاتي درباره تعطيلي روزنامه تهران امروز ايجاد شده است. )) و نویسنده وبلاگ با نام بی طرف معرفی شده بود .


جالب است که این جماعت روزنامه نگار که البته در برخی مواقع از سوی برخی افراد خاص - لطفا" به کسی بر نخوره ! - با عنوان غیر حرفه ای از آنها نام برده می شد ، بعد از تعطیلی روزنامه دوام نیاورده اند و باز گرد هم آمدند تا شاید بتوانند یاد و خاطره های بعضا" خوشایند تهران امروز را زنده کنند ، اما این بار در هزارتوی مجازی اینترنت .


با وجود این که از سال 76 تا کنون روزنامه ها و نشریات مکتوب بسیاری طعم تلخ  توقیف یا فیلتر را چشیده اند ، اما این نخستین بار است که چنین حرکتی صورت می گیرد .


وبلاگ تهران امروز ساده است ، با رنگ قرمز – رنگی که بیشتر وقت ها در کالبد لوگوی روزنامه دمیده می شد –  و زمینه سفید . بیطرف به عنوان نام نویسنده آمده است و جالب است بدانید که پست های آن زمان و تاریخ ندارند. یاداشت های برخی از روزنامه نگاران همچون کیوان کثیریان ، شده لالمی ، امیر لعلی ، امید توشه و ... درباره تعطیلی روزنامه تهران امروز می تواند در این وبلاگ بخوانید . همچنین در بخش نظرات دیگران می توانید دیگر اظهار نظر های درباره روزنامه را مطالعه کنید . مثل یاداشتی از محمد آقازاده .


آخرین خبر ها و اظهار نظر ها دربتره تعطیلی روزناه هم گویا در ایم وبلگ قرار دارد .


به هر حال فکر می کنم این حرکت نو از بچه های تهران امروز که همیشه به دنبال تازه ها بودند ، بتواند راه فراری باشد برای دوری از تند روی ها و روی آوردن به فکر .